بابا صفرى

290

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

سلاطين صفوى و مريدان و معتقدان شيعى مذهب آن سلسله مخصوصا طوايف قزلباش گرديد . پادشاهان صفوى همه ساله چندين بار براى زيارت مزار جد بزرگ خويش بدين شهر ميرفتند و در آنجا فقيران و بينوايان را اطعام ميكردند » . بخاطر احترام اين بقعه سلاطين صفوى منهيات شرعى را در اين شهر ممنوع داشتند و در اين راه تا آنجا افكار را آماده ساختند كه بقول تاورنيه ايرانيان معتقد شدند كه « هيچ گناهى برتر از آشكارا شراب نوشيدن در اردبيل نيست . . . » . زيارت قبر شيخ مختص اهالى اردبيل يا دوستداران ايرانى او نبوده بلكه از كشورهاى ديگر نيز زائران زيادى داشت . تاريخ مينويسد كه در عهد شاه اسماعيل اول دولت عثمانى بمقتضيات سياسى مانع مسافرت اينعده باردبيل شدند . شاه اسماعيل نامه‌اى به بايزيد دوم نوشت و درخواست كرد كه بحكام عثمانى دستور دهد كسانى را كه در ولايات براى زيارت قبر شيخ صفى باردبيل ميآيند آزاد گذارده مانع نشوند . بايزيد در جواب نوشت كه « اگر موقتا بيايند و برگردند كسى مانع زيارت آنان نخواهد بود . . . » . حرمت بقعهء شيخ ، از حيث بست بودن ، تا اواخر حكومت قاجار حفظ ميشد و پناهندگان بدان ، از تعدى و تجاوز مصون ميبودند . از سنتهاى اروپائيان در قرون گذشته يكى اين بود كه اگر مورد تهمت و افترا قرار ميگرفتند با مفترى « دوئل » ميكردند و با شمشير بجان هم ميافتادند تا يكى تسليم يا كشته شود و حقانيت ديگرى ثابت گردد . در اردبيل اين كار به صورت سوگند ، آن هم در مقبرهء شيخ صفى الدين صورت ميگرفت و مدعى و مدعى عليه وضو گرفته در آن بقعه به قرآن كريم سوگند ميخوردند . اما اين كار بندرت اتفاق ميافتاد زيرا آنكه خطاكار بود هنوز وارد صحن نشده پشيمان ميگشت و با عذرخواهى مراجعت مينمود . در عهد ما اين روشها برافتاده و زائران بقعه كمتر شده است و زوار آن ، جز جهانگردان خارجى ، منحصر به كسانى گشته است كه شبهاى جمعه براى فاتحه بدانجا ميروند يا گاه‌وبيگاه دست زن و بچهء خود را گرفته آنها را براى زيارت و تماشاى بنا مىبرند . با اينحال اهميت سوگند خوردن در اين بقعه هنوز هم در اذهان باقى است