بابا صفرى

13

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

و آن مؤسسه در يك سال سه هزار تومان ، كه در آن تاريخ مبلغ قابل توجهى بود ، اعتبار بدست آورد و در حدود يكصد نفر از افراد مستحق را نگهدارى كرد . مؤسسين خيريه فقط بنگهدارى آنها اكتفا نكردند بلكه چهل نفر از پسران جمع آورى شده را كه استعداد تحصيل داشتند بمدرسه فرستادند و دختر شادروان شيخ عبد إله مجتهد سرابى را براى تعليم دختران به خدمت گماردند و بموازات آن براى زنان كار آمد ابزار پشم ريسى و براى مردان سالم نيز كارگاههاى فرشبافى بوجود آوردند و از حاصل دسترنج آنها مبالغى هم به صورت سرمايه براى خود آنها پس‌انداز نمودند . در يكى از شبهاى زمستان 1303 برف زيادى باريد و بقول مرحوم محسنى بيش از يكمتر و نيم برف بر زمين نشست . در نتيجه آمد و شد به شهر مشكل گشت و بر اثر نيامدن گوسفند از روستاها گوشت كمياب گرديد . امين كه از اين وضع ناراضى بود و كميابى گوشت را بر اثر تبانى قصابها تصور مىنمود آنها را احضار كرده شلاق زد . حاج ميرزا بيوك آقا كه به علت امر آگاه بود حاكم را متوجه اوضاع جوّى و بسته بودن راهها نمود و از آنها وساطت كرد اما امين وساطت او را نپذيرفت حال آنكه فرداى آن روز بنا به خواهش كسان ديگرى قصابها را آزاد ساخت . اين امر بر حاج ميرزا بيوك آقا گران آمد و از رياست افتخارى بلديه كناره گرفت و استعفاى او موجب كشمكش‌هاى جديدى در شهر گرديد . محسنى مىنويسد كه نايب الصدر و طرفداران او ميخواستند ميرزا ابراهيم ارباب را رئيس بلديه كنند ولى حاج ميرزا بيوك آقا و ديگر آزاديخواهان از ميرزا آقا خان حبيبى طرفدارى ميكردند . ديدوبازديدها آغاز شد و تبليغات در باب اعمال و رفتار گذشتهء آن دو ، البته بطور محدود و در مجالس خصوصى ، شروع گرديد و سرانجام حبيبى شهردار شد و از اول فروردين 1304 آغاز به كار كرد . در موفقيت حبيبى ، بازاريان اردبيل ، كه از آزاديخواهان پشتيبانى ميكردند ، اثر زيادى داشتند و اصولا آنها از كودتاى حوت 1299 حمايت و طرفدارى جدى مينمودند زيرا از وضع نابسامان گذشته ناراضى بودند و تغيير وضع را تحولى در طريق اصلاح كارها و پيشرفت مملكت ميپنداشتند و از اين رهگذر در سوم اسفند 1303 براى