بابا صفرى

219

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

سنگى بقطر نيم متر بوجود آمده و شكل « دالبر » بدان داده شده است . در ميان اين قسمت چاه آبى است كه سابقا با منجنيق چوبى و دلو مسى از آن آب ميكشيدند . كسانى كه مذهب مردم اينحدود را در قرون پيشين شافعى ميدانند اين دالبرها را جائى براى شستن پا هنگام وضو گرفتن ميپندارند زيرا اهل تسنن ، بر خلاف شيعه مذهبان ، هنگام گرفتن وضو ، بجاى مسح پاها ، آنها را ميشويند . ولى برخىها دوازده بخش بودن نيمدايره‌هاى اطراف را دليلى بر اثنىعشرى بودن سازندگان آنها تصور ميكنند و اين نظر بيشتر از آنجهت قابل قبول است كه اين صحن در عهد شاه طهماسب اول ساخته شده و در آن زمان مذهب رسمى ايرانيان تشيع بوده است . در دو ضلع شرقى و غربى « 1 » اين حياط دو رواق مسقف با طاقهاى ضربى قرار دارد كه در قديم مدفن بزرگان صفوى بوده است . رواق شرقى همان است كه در كتاب « صريح الملك » عبدى بيگ بعنوان ايوان بزرگ رو بقبلهء مايل به مغرب ، معروف به دار الحديث ، از آن اسم برده شده و طبق آن نوشته اين ايوان بنام شاه اسماعيل اول و از آثار وى بوده است . اين دو رواق امروزه به صورت دو تالار در آمده است و دو پنجرهء مشبك چوبى قديمى بسيار بلند و زيبائى در جلوى آنها و بطور قرينه ، نسبت بصحن ، نصب شده است . هريك از اين پنجره‌ها تقريبا ده متر عرض و هشت متر ارتفاع دارد و شبكه‌هاى آنها نيز بسيار ريز است و نمونه‌اى از هنر و حوصلهء صنعتگران قديم مىباشد . پايه‌هاى طرفين اين پنجره‌ها و نيز لچكهاى بالاى آنها كاشيكارى شده است . قسمتى از كاشيهاى آنها قديمى و بقول ارباب فن از عاليترين نوع كاشى بشمار ميآيد . در طرفين پنجرهء مشبك سمت غربى اين صحن دو در معمولى بطور قرينه وجود دارد . در بالاى در سمت راست ، يعنى درى كه در سمت شمالى پنجرهء مشبك است ،

--> ( 1 ) - شرق و غرب و شمال و جنوب‌ايكه در اين نوشته‌ها عنوان شده است درست بر جهات اصلى صدق نميكند بلكه در واقع آنها را ميتوان به ترتيب به صورت شمال شرقى ، جنوب غربى ، شمال غربى و جنوب شرقى در نظر گرفت و چون آوردن آنها بدين طريق در متن كتاب متعذر بود از اينرو بدان نحو عنوان گشته است . از خوانندگان محترم تمنى داريم در موقع تطبيق با بنا ، اين نكته را مورد توجه قرار دهند .