بابا صفرى

169

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

صورت ميگرفت . مناجات بوسيلهء مؤذن مسجد محلهء متوفى به عمل ميآمد و او در پشت بام مسجد اشعارى را با آواز بلندى ميخواند و براى عموم مؤمنين از پيشگاه خداى متعال آمرزش طلب ميكرد . مردم كه بچنين نحوه خبر آشنائى داشتند بدين طريق از هويت شخص در گذشته مطلع ميگشتند و براى شركت در مراسم تشييع حضور بهم ميرسانيدند . بر در خانهء متوفى هم تابوت ميگذاشتند و قوطى آن را براى قرار دادن جنازه به داخل خانه ميبردند . گاهى مرده را در حياط خانه غسل ميدادند ولى بيشتر مراسم تغسيل در غسالخانه صورت ميگرفت . بدينمعنى وقتى كسان و دوستان متوفى جمع ميشدند جنازه را در قوطى تابوت قرار ميدادند و آن را براى حمل به غسالخانه به بيرون ميبردند . حركت دادن جنازه از جايش تشريفاتى داشت . ابتدا آن را در پلاس يا جاجيم ، كه بمنزلهء پتوهاى كنونى بود ، ميگذاشتند و اطراف آن را گرفته بلند ميكردند و بار - ديگر آن را بر زمين گذاشته ميايستادند و شرط صحت اين قيام آن بود كه همهء آنها قد خود را راست كنند . دفعهء ديگر جنازه را بلند ميكردند و باز به زمين ميگذاشتند و ميايستادند و در مرتبهء سوم آن را در قوطى جاى ميدادند و بعد از طرف سر آن را از اطاق درآورده در تابوت ميگذاشتند و روى تابوت طاقه‌شال ميكشيدند . تابوت در چهار گوشهء خود دسته‌هاى بلندى داشت . تشييع‌كنندگان آنها را بر دوش گرفته به طرف غسالخانه ، كه در مجاورت قبرستان بود ، ميبردند . در موقع حمل جنازه شخصى كه او را « معرف » ميگفتند پيشاپيش جنازه حركت ميكرد و شعار اسلامى « لا إله الا اللّه » را با عبارات عربى ديگر كه حالى از وحدانيت خدا و نبوت حضرت محمد ( ص ) و ولايت حضرت على ( ع ) و اولادش بود با صداى بلند ميخواند . مراسم غسل و كفن نيز تابع دستورهاى شرع بود بدينمعنى ابتدا ميت را با آب سدر بعد با آب كافور و در مرحلهء سوم با آب خالى غسل ميدادند و پس از فراغت از غسل آن را در چلوار يا مدقالى بنام كفن ، كه قبلا آماده كرده بودند ، مىپيچيدند