بابا صفرى
141
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
درمانگاههائى ، كه با اطباى محلى در خود محلات ترتيب مييافت ، ميرسانيدند . قمه زدن از جمله مواردى است كه موافق و مخالف بسيار دارد . مخالفين آن صدمهزدن بر بدن را شرعا و عقلا جايز نمىدانند و موافقين نيز دلايلى بر جواز آن اقامه مىكنند كه بحث دربارهء آن و علت و پيدايش اين كار در قلمرو مطالعه و اظهار نظر جامعهشناسان دينى مىباشد . ما در جلد اول اين كتاب ، هنگاميكه نوشتههاى آدام اوله - آريوس را دربارهء اردبيل آورديم « 1 » نوشتيم كه هنگام اقامت وى در اردبيل قمهزدن بر سر معمول نبوده است بلكه در آن روز مردم بازوان خود را نيشتر ميزدند و خون از آن جارى ميساختند . اين موضوع قابل تحقيق است كه اولا علت و فلسفهء جارى ساختن خون از بدن خود در اين مراسم چيست ؟ و ثانيا چگونه نيشتر زدن معمول گشته و در چه موقعى و برپايهء چه علتى اين كار جاى خود را بقمهزدن داده است ؟ وانگهى در اين كار چه سرى نهفته است كه در آن هواى سرد زمستان يا فضاى پر از گردو خاك تابستان آنهمه زخمهاى زياد بدون هيچگونه عواقب درمانى و بهداشتى در كمترين مدتى التيام مىيافت و حتى قطعاتى از پوست سر بعضى از قمهزنها ، كه گاهى بر اثر چپ و راست خوردن قمه ، بريده شده به زمين مىافتاد در اندك زمان غير قابل تصورى جوش مىخورد . امروزه اگر بدست كسى در باغچهء حياطش خارى بخلد و خون از آن درآيد فورى به او « سروم كزاز » تزريق ميكنند و جاى زخم را با آلكل و ديگر مواد ضد عفونى كننده پاك مىنمايند ولى چه سرى در اين كار است كه قمهزنها را پس از پايان كار بحمام هاى خزينهدار ، كه ، امروزه بهداشت شستن بدن سالم را در آن ممنوع داشته است ، برده سرهاى قيمه شده را در آن ميشستند و هيچ عارضهاى هم از اين كار نمييافتند ؟ ! بارى مردم شهر غالبا در چنين روزى شربت قند و حلوا احسان مىكردند و
--> ( 1 ) - اردبيل در گذرگاه تاريخ : جلد اول . تهران . 1350 . صفحهء 131 .