بابا صفرى
139
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
آوردهايم . هر جملهاى از دعا كه بپايان ميرسد همه حاضران باهم و با صداى بلند آمين ميگويند . اين مراسم نيز از آنجهت كه عموم حاضرين توجهى خاص بمبدأ آفرينش دارند روحانيت خاصى دارد و بيننده را تحت تأثير قرار ميدهد . جنب و جوش مردم در شب عاشورا خيلى زودتر از شبهاى ديگر خاموش مى - شود و شايد يكى دو ساعت از شب رفته شهر در سكوت عميقى فرو ميرود زيرا مردم كه غالبا خستهاند بخواب ميروند و از طرفى چون فردا در عزادارى عاشورا نيز بايد شركت كنند باستراحت ميپردازند . عاشورا در اردبيل : روز عاشورا اردبيل نماى حزنانگيزى دارد . همهكس غمگين و ماتم زده است و گوئى غم و اندوه از همه جا مىبارد . در اينروز مردها بيشتر پا برهنه مىشوند و سر و صورت خود را اصلاح نمىكنند . غالبا صبح زود از خواب برميخيزند و در بيشتر خانهها به خواندن زيارت عاشورا مشغول مىگردند . چون از زيارتنامه و صرف صبحانه فارغ شدند براى شركت در دستهها يا تماشاى آنها بمساجد ميروند . ترتيب داخلى دستهها امروز نيز رعايت ميگردد ولى در گذشته اجزاى ديگرى هم بر آنها اضافه مىشد كه امروز متروك يا ممنوع مىباشد و آنها اسرا ، قمهزنها و شبيه گردانها بودند . اسرا دختر بچههائى بودند كه لباس سياه بر آنها مىپوشانيدند و بر شترهائى كه روى آنها فرشهائى ميانداختند سوار ميكردند و خاطرهء اسيران كربلا را زنده مىنمودند . اينها معمولا در عقب زنجيرزنان حركت مىكردند و با اشعار تآثرآورى كه با لحن كودكانه مىخواندند شنوندگان را متأثر مىساختند . مفهوم اين اشعار استمداد كودكان كربلا از حضرت زينب عليا خواهر رشيدهء امام حسين ( ع ) بود كه در مقابل خشونتهاى محافظين خود از او مىكردند . براى مجسم ساختن رفتار محافظين كسى را نيز با لباس مخصوص جنگى قديم به صورت شمر در مىآوردند كه سوار بر اسب در كنار شترها حركت مىكرد و گاهوبيگاه با شلاق بر بدن آنها مىنواخت . قمهزنها جوانان و مردانى بودند كه براى برآورده شدن حاجات خود در اين