بابا صفرى
127
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
كه رنگ مذهب به خود گرفته و در مقدمهء ماه محرم انجام ميشد . ما از تاريخ برقرارى آن اطلاع نداريم ولى با مطالعه در احوالات شاه اسماعيل اول ، بويژه تمرينهاى نظامى قزلباشها در عهد او ، چنين ميپنداريم كه يادگار دورهء صفويه و مخصوصا ايام سلطنت آن شاه است . اين مراسم تقريبا خاص اردبيل بود و در جاهاى ديگر آذربايجان و ايران ديده نميشد . طبق اظهار معمرين شاخسهىچيها در روزگار گذشته بجاى چوبدستى قمه و شمشير در دست ميگرفتند و طرز قدمزدن و رجز خواندن آنها نيز از هر جهة شبيه مشقهاى نظامى صوفيان و سربازان اوايل سلطنت صفويان بود . مورخين مىنويسند كه در قديم مشقهاى نظامى در ايران و اروپا معمول نبود و فقط سربازان جاويدان عثمانيها كه به « ينى چرى » معروف بودند بدان عادت داشتند و در ايران اولينبار شاه اسماعيل آن را معمول گردانيد و در مواقع صلح براى آنكه سربازان ، باصطلاح تاريخنويسان ، خام نشوند مرتبا مشق نظامى ميكردند و خود شاه اسماعيل هم با آنها بتمرينهاى جنگى مشغول ميشد . طشتگذارى در اردبيل : از مراسم ديگر عزادارى كه خاص اردبيل است و در جاهاى ديگر ديده نميشود يكى هم طشتگذارى در مساجد و تكايا است . ريشه و مبناى آن و تاريخ رواجش نيز مثل شاخسهى معلوم نيست ولى تعبير ظاهرى آن چنين است كه چون حضرت حسين بن على ( ع ) در كربلا تشنه بشهادت رسيده است به ياد بود تشنگى آن شخصيت بزرگ مذهبى سكنهء اردبيل در مساجد و تكايا طشتهاى پر از آب ميگذارند تا تشنگان با جامهاى كوچكى كه روى آنها قرار ميدهند از آن آب بنوشند و بعنوان احسان رفع عطش نمايند . ما خود چنين مىپنداريم در مساجد كه در قديم محل اجتماعات بود ، مردم احتياج به آب خوردن پيدا ميكردند و لذا در جاى مخصوصى ، در طشت مسى ، كه تنها ظرف متناسب آن ايام بود ، در گوشهاى از مسجد آب در دسترس مردم ميگذاشتند . اين كار در طول زمان رنگ مذهبى به خود گرفت و كمكم بدين شكل درآمد و در هرحال گذاشتن اين طشتها مراسمى پيدا نمود . شهر اردبيل ، چنان كه گفتهايم ، از قديم به شش محله تقسيم ميشد كه سه محلهء آن نعمتى و سه محلهء ديگر حيدرى بوده است . در هريك از اين دو طرف يكى از