بابا صفرى
125
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
كلوچهايكه براى روضهخوانيهاى صبح پخته ميشد خميرش را با شير و كره تهيه ميكردند و گاهى مختصرى زنجبيل نيز بر آن ميافزودند و روى آن را با زردهء تخممرغ رنگين ميساختند . شكل آن غالبا بيضى بود و بهر شخصى نصف آن را با يك استكان چاى شيرين ميدادند . شيرينتر از چاى و لذيذتر از كلوچه ترتيب زيباى پذيرائى و احترامى بود كه نسبت بشركتكنندگان در مجالس بجا ميآوردند . در روزهاى عاشورا و يازدهم محرم علاوه بر چاى و كلوچه مقدارى حلوا هم كه لاى نان لواش گذاشته ميشد به مهمانان ميدادند . اين روضهخوانيها معمولا ده روز ميشد و آن را در اصطلاح محلى يك دهه ميگفتند . شاخسهى : عزادارى ماه محرم بطوريكه گفتيم تشريفات مخصوصى داشت . يك ماه قبل از حلول اين ماه بخصوص از فرداى عيد قربان با تشكيل دستههاى شاه حسينى ، كه در محل به شكل « شاخسهى » عنوان ميشد مراسم عزادارى آغاز ميگشت و آنچنان بود كه در هركوى و برزنى رؤسا و ريش - سفيدان مشعل آهنى بزرگى تهيه نموده آن را بر سر چوب قطور و بلندى در مركز محله نصب ميكردند و اين مركز نيز معمولا در ميدانگاهى مقابل مساجد بود . هر مشعل مأمور مخصوصى داشت و او موظف بود كه قبل از غروب آفتاب مشعلها را با تپاله و پارچههاى كهنه و گاهى نيز با چوب و هيزم پر كرده آماده سازد . چون غروب ميشد جوانان و مردان محله در آن ميدان حاضر ميشدند و هريك چوبدستى بلند و محكمى همراه ميآوردند . در بعضى از محلات انبار مخصوصى براى اين كار داشتند و چوبدستىها را در آنجا نگهدارى مينمودند . تقريبا يكساعت از شب گذشته با دستور رئيس شاهحسينىها صف بسته ميشد و در حالى كه حاضرين چوبدستى را مثل شمشير در دست راست ميگرفتند دست چپ را از پشت بر كمر نفر سمت چپ خود قرار ميدادند و بدينطريق صف فشرده و مرتبى بوجود ميآوردند . اين كار موقعى صورت ميگرفت كه بمشعل يا مشعلهاى آماده هم مقدارى نفت ريخته آتش ميزدند . شعلههاى آتش مشعل اطراف را روشن ميكرد و در پرتو نور آن