بابا صفرى

106

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

بعد از آن شروع باستفاده از وسايل ديگر آتشبازى ميكردند . دود و شعله از همه جا زبانه ميكشيد و آسمان پر از فشنگهائى ميشد كه برنگهاى گوناگون در جهات مختلف در حركت بودند . مرتبا صداى بمب و هفت ترقه و آچار بود كه از اطراف شنيده ميشد و باصطلاح گوش فلك را كر ميساخت . همهء افراد خانواده از روى آتش مىپريدند و طبق شعار عمومى زردى خود را بدان ميدادند تا مثل آتش سرخ و سالم گردند . اين مراسم تقريبا يكساعت و نيم از شب گذشته پايان مييافت و وقت صرف شام فرا ميرسيد . در همهء خانه‌ها براى شام پلو پخته ميشد ولى خورش آنها بسته به سنت خانوادگى فرق ميكرد و بيشتر همان خورشهائى بود كه در « بايرام‌پايى » معمول بود . عدول از اين سنتها ممكن نبود و پشت‌پا زدن بر آنها به بيخانمانى و بدبختى تعبير ميگرديد . بعد از صرف شام سفرهء چهارشنبه‌سورى گسترده ميشد . در اين سفره هرخانواده برطبق رسم خود شيرينى ، خشكبار ، آجيل و غيره ميچيد و با شمعهاى رنگين ، كه در آنزمان ساختن آن مخصوص اردبيل بود ، سفره را منور و مزين مينمود « 1 » و بتدريج از آنچه در سفره چيده شده بود صرف ميشد . آنچه در اين مراسم اهميت داشت حفظ سنت و رسوم خانوادگى بود و هرخانواده كوشش داشت آنچه را كه اجداد آنها بجاى ميآورده‌اند انجام دهند تا از نكبت و ذلتى ، كه در نتيجهء برهم خوردن آن رسوم متوجه افراد خانواده ميشد ، بر كنار بمانند . شب چهارشنبه‌سورى فالگيرى نيز ديده ميشد و به دو گونهء مختلف از طرف پسران و دختران صورت ميگرفت . بدينمعنى كه دخترها در اوايل شب پشت در خانه‌هاى خود ميايستادند و از لاى در سخنانى را كه رهگذران ميگفتند بعنوان فال تعبير و تفسير ميكردند و اين رسمى است كه امروزه در تهران و جاهاى ديگر ايران نيز كم‌وبيش

--> ( 1 ) - از سى سال پيش كه جمع زيادى از اين شهر به تهران مهاجرت كرده‌اند ساختن اين نوع شمع را در تهران رواج داده‌اند چنان كه درست كردن نخودچى درشت در مغازه‌هاى آجيل‌فروشى را هم اردبيليان بتهران آورده‌اند . سابقا در تهران طرز درست كردن آن را نمىدانستند و نخودچى ريزى با پوست براى فروش عرضه ميكردند .