بابا صفرى

99

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

بدان شكل ميآرايند و آن حركات را انجام ميدهند تا بيشتر جلب توجه كنند . تكمچىهاى اردبيل فقط در ايام نوروز ميآمدند و در مواقع ديگر سال ديده نميشدند حال آنكه حاج فيروزها در ايام ديگر نيز مشاهده ميشوند ولى روزهاى عيد تعداد آنها بيشتر ميگردد . تاريخ پيدايش تكم و وجه تسميهء آن ناپيداست . برخى آن را از كلمهء « تكه » ، كه در بعضى از نقاط آذربايجان بمعنى بز نر « 1 » به كار ميرود ، و ضمير ملكى « م » مركب ميدانند بدون آنكه بتاريخ پيدايش آن اشاره كنند ولى چون بز ، در تاريخ تطورات جوامع بشرى ، مثل سگ و گاو و بعضى حيوانات ديگر حرمت و قدسيتى داشته است اين تصور در ذهن قوت مييابد كه شايد تكم يك امر كاملا باستانى و هرآينه مظهر « توتم » « 2 » جوامع قديمهء بشرى باشد كه در چنين موقعيت مهم با آن شكل و حرمت مخصوص جلوه‌گر مىشود و مثل يك مبشر بزرگ مژدهء سپرى شدن زمستان و فرا رسيدن بهار را به انسان ميدهد بويژه آنكه خود كلمهء تكم هم ، اگر به صورت ساده و رسم خاص تعبير شود ، در زبانهاى معمول اينحدود معنائى ندارد و بمجموعهء آن مجسمهء چوبى و پايه و تختهء آن اطلاق ميگردد . « 3 » بهرحال تا گذشته‌هاى نزديك با آمدن تكمچىها جنب و جوش چشمگيرى پيدا ميشد و شهر حالت عيد به خود ميگرفت . پارچه فروشها ، خياطها ، كفشدوزها و . . . مشترى زيادى پيدا ميكردند و برخى از آنها كه در ايام عادى كارهاى كمترى داشتند در اين روزها گاهى تا نيمه‌هاى شب تلاش مينمودند . روستائيان از راههاى دور و نزديك

--> ( 1 ) - بز در زبان كنونى آذربايجان « كچى » ( با كسر اول ) ناميده مىشود . ( 2 ) - جامعه‌شناسان ميگويند در زمانهاى بسيار قديم ، كه بشر به صورت « كلان » يعنى جامعه‌هاى ابتدائى بسيار كوچك ، زندگى ميكرد معتقد بيك روح نامرئى بود كه معنا بر آن جامعه تسلط داشت و خير و شر جامعه در دست او بود . آن را توتم ميگفتند و در هرجامعه چيزى يا حيوانى را مظهر آن روح تصور ميكردند و آن را محترم ميداشتند . ( 3 ) - براى نگارنده امكان تحقيق در اينمورد ممكن نگرديد . اميد است جامعه‌شناسان دانشمندى كه اينقبيل تحقيقات سنتى هدف علمى آنها مىباشد ، بررسى دربارهء تكم را نيز وجههء همت خود قرار دهند .