ميرزا احمد ميرزا خداوردى
94
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
جاده بيرون شد . نهرى كهنه « 1 » به پيش خان آمد . خان خود را از اسب خود به زمين انداخت و تفنگهاى خودشان را به ميان زمين گذاشته ، يك شليك به سردستهء سالدات كردند و همچنين دو دفعه شليك خان با نوكران خودش كرد . سالداتها قدرى شكست يافته « 2 » ، خواستند خودشان را به ميان رودخانهء ويلش « 3 » برسانند ؛ چون كه رودخانهء ويلش در كمال عميق مىبود ، اگر خدا نكرده سالداتها خودشان را به اندرون ويلش مىرسانيدند ، آنها را از آنجا بيرون كردن اشكالى كلى داشت ، چرا كه اين طرف رودخانهء مزبور بسيار يرهقيان بزرگ مىبود ، به مثل قلعه مستحكم مىگشت ، اما سركار خان به تفنگچيان بدلانى و كولاتانى صدا زده [ گفت : ] قربان شما باشم ! نگذاريد سالداتها خودشان را به ميان رودخانه بيندازند . در حقيقت تفنگچيان قراياى مزبوره دعواى رستميان « 4 » كردند . سالداتها چقدر سعى و كوشش كردند ، كشيدند و تفنگچيان بدلانى و كولاتانى به سالداتها امان ندادند و تفنگچيان مزبور خودشان را قبل از سالداتها به ميان رودخانه انداختند و سالداتها شكست فاحش يافتند ، بناى فرار نمودند به طرف قمباشى و از راه صحرا و سوارگان خان ملاحظه كردند ؛ آنانى كه در اول شليك هولناك « 5 » شده ، هر يكى به طرفى رفته بودند ، ديدند سركار خان پاى ثبات بر زمين گذاشته مشغول جنگ و جدال است ، [ بازگشتند ] . حتى پدرم تقرير كرد : من هم اسب خاصّ و يدكى خودم را داده بودم به نوكر خودم . بر او قدغن كرده بودم [ كه ] البته ما را نگذاشته ، فرار نكرده باشيد . او هم اسب ما را برداشته ، فرار كرده بود ، بعد از يك روز پيدا شد . « 6 » بارى همان سوارهاى فرارى يكى يكى مراجعت كرده ، در خدمت خان جمع شدند و قشون روسيه را به صحرا بيرون كردند و پيش از وقت ، عبورگاه قمباشى را گرفتند كه قشون روسيه از آنجا نتواند عبور نمايند .
--> ( 1 ) . و يا شايد « گونه » . ( 2 ) . در نسخه « يافت » . ( 3 ) . از كوههاى تالش جارى مىشود و از محالات يارديملى و ماسالّى گذشته و از شمال بوراديگاه به درياچهء مازندران مىريزد . ( 4 ) . مثل رستم . ( 5 ) . در نسخه « حولناك » . ( 6 ) . مراجعت كرد .