ميرزا احمد ميرزا خداوردى

84

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

از اين‌گونه دسته‌بازى كشيدند كه بزرگ روسيه « 1 » به ايشان تحريك و نويد داد و همچنين به خلايق طالش خلوتى و آشكار تحريك مىنمود . حتى چند دفعه اهالى موغان ، مسميان [ به ] قاسم بگ و كاظم بگ و غيره با تحريك اروس ، جمعيت را منعقد داشته ، آمدند به حضور بزرگ روسيهء لنكران از دست مير حسن خان شكايت بىجا كردند و نچالينگ در ظاهر به خلق شاكى نصيحت مىكرد ، اما خلوتى درصدد منقلب مىبود . حتى طايفهء كلانتريه بر خود رام كرد و خلق ، شهر را هم خراب كردند . كار به جايى رسيد [ كه ] در وقتى كه مير حسن خان از خانهء موغان ، يعنى از اركوان به خانهء لنكران مىآمد و در وسط بازار لنكران عبورش مىشد ، اهل بازار [ سنگ ] ترازو به نوكران او مىكوبيدند ، لهذا خان همان راه را متروك كرده و در ميان بيجار يك راه بنا كرده تا الى هوشه پشته ، هميشهء اوقات از آن راه عبور و رفت آمد مىكرد . باز هم مير عباس بگ و مير اسماعيل بيگ و همچنين در برادگاه ، محمد على بيگ مير يحيى بگ‌اغلى معه اولادان و طالبان خود و اجاق بيگ معه تابعان خود ، در قريهء ليمار « 2 » من محال سفيدشت و در پريم محل عبدالحسين خان و شجاع الدين بيگ با ساير سرجنبانان اجارود - حال التحرير [ به ] محال سفيدشت مشهور است - و همچنين در محال دريغ ، پسران فتحى بگ مزبور ، در شيله‌وار [ و ] در ديگاه ، فتحعلى بگ و ملك بيگ و طاير بيگ و غيره و در موغان ، خانى بيگ معه اولادش و ميرزا باقر سيّد در قريهء سىبتن « 3 » ، همگى با تحريك نچالينگ لنكران كه مأيور ايلين ايسكى « 4 » از طرف مير حسن خان رنجيده‌خاطر گشتند . فرار مير حسن خان اما در آن حال دو ماهى اقدم از آن ، ميرزا احمد « 5 » ، سلطان كيرملو ، خلوتى يك طغراكاغذى از طرف مجتهد و از طرف پادشاه ايران به مير حسن خان آورده بودند و كاغذ دلالت بود و اين سرّ را هيچ‌كس نمىدانست ، مگر عاليجاهان رضا على بيگ و مير هاشم بيگ و من ، ميرزا خداويردى ، و

--> ( 1 ) . منظور ايلينسكى فرماندهء روسى لنكران است . ( 2 ) . واقع در اطراف شهر لنكران . امروزه اثرى از آن نيست . ( 3 ) . از روستاهاى شهر ماسالّى . ( 4 ) . سرگرد ايلينسكى . ( 5 ) . در نسخه « ميرزا حمد » .