ميرزا احمد ميرزا خداوردى
202
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
اراده دارم شما را در نزد خودم نگهدارى نمايم ، ليكن از حاجى مير عباس بگ انديشه مىكنم ، چرا كه اين خانهخراب از پترزبورگ « 1 » آمده است . نمىدانم چطور آمده است . در باب او از حاكمان فوق هيچ حكمى به عهدهء من صادر نگشته است . پس مصلحت چنان است كه شما مدتى از من كنارهجويى كرده و خود را به طرف او بدهيد تا ببينم چه صادر مىشود از حاكمان فوق . لهذا من هم آمدم ميرى بيگ مير اسماعيل بگ اغلى را ديدم و ميرزا صادق را ديدم كه آنها واسطهگيرى بكنند . در حقيقت من هم از صميم قلب خواهشمند اين مدعا مىبوديم . ايشان به من گفتند كه شما برويد به خانهء خود ، چند روزى ساكت بنشينيد . حالا شما هر روز در قلعه و در ديوانخانه مىباشيد « 2 » و خبر شما را به او مىدهند و نايرهء غضب او شعلهور « 3 » مىشود و ماها هم در وقت وساطت به حضور مير عباس بگ عرض مىنماييم « 4 » كه فلانى رفته است و در خانهء خود سكوت اختيار كرده است و چشم انتظار به اين آستانه گشاده است كه بلكه حاجى مير عباس بگ به انصاف بيايد ، باز هم شما را احضار حضور خود فرمايند . و من مصلحت ايشان را قبول كرديم آمديم به قريهء بوطهسر و در خانهء خود ساكت گشتم و هركس هم از خيرخواهان مىديدم و مىگفتم : چه عيبى دارد ، آقا وقتى مىشود نوكر خود را از نظر مىاندازد ، وقتى مىشود به سر التفات مىآيد ، او را احضار حضور خواهد فرمود . انشاءاللّه آقاى ما هم ما را احضار خواهند فرمود و اظهار التفات خواهد كرد . خلاصه چندى « 5 » به همين منوال گذشت . من هم خاطرجمعانه در خانه ساكت شده ، منتظر اظهار التفات بوديم ، لكن فكر حاجى مير عباس بيگ طورى ديگر بوده است كه نچالينگ را ديده ، با او گفتگو نموده كه فلانى را از قريهء بوطهسر خارج و بيرون نموده باشيد و قدرى هم تعارف داده بود كه من بىخبر روزى در خانهء خود نشسته بوديم ، ديديم يك نفر از اهل ككهلاس « 6 » آمد گفت : طولهيوف كمكچى « 7 » اجاسق لنكران آمده است به خانهء صادق ، شما را احضار مىكند و من از همهچيز بىخبر ، اسب
--> ( 1 ) . در نسخه « فطيربرخ » . ( 2 ) . در نسخه « مىباشد » . ( 3 ) . در نسخه « شعلهوار » . ( 4 ) . در نسخه « مىنمايم » . ( 5 ) . هشت بيت هزل به زبان فارسى كه دو مصرع آن تركى بود ، حذف شد . ( 6 ) . كاكالوس روستايى در شاهآغاج آستاراى شمالى . ( 7 ) . در نسخه « كومكچى » .