ميرزا احمد ميرزا خداوردى
190
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
شباهت « 1 » دارد . فرمودند . بيا بنشين ! خلاصه من نشستم . مطلب كار پترزبورگ « 2 » را به من القاء فرمودند و من در كار نوشتن « 3 » كاغذ مشغول شديم و مير عباس بگ برخاست نماز خفته اداء بكند ، ديديم خانم آغا نرمك نرمك با من به تكلّم آمد ، گفت : ميرزا احمد ! پدر شما كى بود ؟ به كدام كسى خدمت مىكرد ؟ از مرحمت كدام كس شرافت پيدا كرد ؟ عرض كردم : از مصطفى خان مرحوم . گفت : شما حالا به كى خدمت مىكنى ؟ گفت : چرا شما به اروس خدمت مىكنى ؟ عرض كردم : چاره ندارم . فرمود : مگر اين مير عباس بگ از حرمت او كمتر است ؟ عرض كردم : نه واللّهى ، [ گفت ] : پس شما به آقاى مسلمانان خدمت نمىكنى ؟ اين از اروس بد [ تر ] است و يا از رتبه كمتر است ؟ و من در جواب او گفتم : خانم ! من حدّى ندارم كه بگويم مير عباس بگ از اروس بد [ تر ] است . پدرم در اين آستانه غنوده ، خدمت كرده ، از دولت ايشان اسم [ و ] رسمى پيدا كرده است ، اما حال ده دوازده سال است من خدمت اروس را مىكنم . هر امرى در محال آستارا واقع شده است ، آن را به گردن من انداختهاند كه اين كيفيت را كه فلانى به اروس خبر داده است و ما را در خدمت مير عباس بگ مقصر قرار دادهاند ، لهذا اين هم در دل بعضى عداوتى دربارهء من جمع كرده است . مىترسم به او خدمت نمايم ، همان عداوتها را به خاطر خود درآورد ، با من بدى بكند . و در اين گفتگو بوديم با خانم آغا و مير عباس بگ از نماز فارغ گشت ، دست به مهر خود زد گفت : قسم مىخورم به اين تربت ! هر چه قبل از اين كردهايد ، من همه را گذشت كردم ، بعد اليوم هر خطاى از دست شما بيرون آيد ، آن « 4 » را هم گذشت خواهم كرد . شما دل خود را صاف كن . با صدق دل به من خدمت بكنيد ، من هم به شما محبت كلّى خواهم كرد . خلاصه عهد پيمانى در ما بين به عمل آمد . به قرار هشت شبانهروز در آنجا ماندم ، اما براى من چنان بود يك روز ماندهايم . وقتى كه صبح شد ، ديدم چطورى كه بعد از نوروز بنفشه از هر طرف سر مىزند ، عالم را معطر و منور مىكند ، اينجا هم به مثل آنجا است . دختران و خانمها « 5 » هر يك به مثل حورى بهشت منور گشته ، خرامان خرامان گردش مىكنند و عقلم در سرم متغيّر گرديد . ديگر دنيا به خاطرم نمىآمد . در عيش و عشرت مشغول گشتيم . خلاصه مدت هشت روز در آنجا ماندم . بعد از آن
--> ( 1 ) . در نسخه « شباحت » . ( 2 ) . در نسخه « پطربرخ » . ( 3 ) . در نسخه « نويشتن » . ( 4 ) . در نسخه « او » . ( 5 ) . در نسخه « دوختران و خانمان » .