ميرزا احمد ميرزا خداوردى

120

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

اين مصلحت عاليجاه كربلايى شاهويردى بيگ لله را چندان پسند نكرد ، هرچند در حضور ظاهر به عاليجاه كربلايى شاهويردى بيگ لله فرمود كه اين هم بد مصلحتى نيست ، اما در خاطرش شعلهء غضب افروخته شد ، چراكه به روى او گفته شد كه من با دستهء خود با تو از طالش بيرون نخواهم شد كه زخمهاى اول دل مير حسن خان دوباره تازه‌تر گشت كه در اوايل « 1 » با روسيهء لنكران همزبان شده ، به سر مير حسن خان چه‌ها آورده بودند ، ليكن در خلوت با نوكران خاصّ خود ، مير حسن خان مىگفت : حالا لله بنا دارد دست به اسيران ببرد و پايمال كند . در تالش جنوبى خلاصه بعد از دو سه ماه كه در وسط بهار « 2 » خبر آوردند كه قشون روسيه با كمال فارغ‌بالى از جير « 3 » كر ساليان به طرف طالش عبور مىنمايد و مير حسن خان به « 4 » سركردگى حميد خان « 5 » ، يك دسته سوارهء موغانى يعنى به قرار پانصد نفر سواره مىبودند ، روانه كردند كه برويد [ ببينيد ] آيا در صدد مجادله مىباشند و يا به حرف پادشاه قزلباشيه مىآيند . وقتى كه حميد خان با سوارهء موغان به ايشان رسيده ، از راه حرب بنا كرد با قشون روسيه مجادله نمايد . از طرف قشون روسيه يك نفر مايور مسمّى كه قارصوف بوده باشد ، به ميدان شتافته با حميد خان گفتگو كرده بود : به ما حكم نيست با مير حسن خان دعوا بكنيم [ و ] با ضرب شمشير طالش را به تصرف درآوريم . با حرف دولتين ، طالش را به تصرف درآورده‌ايم . چون كه مير حسن خان هم به حميد خان مقرر و تاكيد فرموده بود : اگر آنها بنابر مجادله نداشته باشند ، شما هم مجادله نكرده ، در همه حال ، يك فرسخ را بيش از ايشان منزل به منزل آمده باشيد و فورا گزارش را به من بنويسيد . لهذا حميد خان گزارش واقعه « 6 » را به مير حسن خان نوشته ، ارسال نمود و مير حسن خان قشون خود را جمع كرده و همگى در لنكران آماده نمود . تا وقتى كه خبر آوردند كه قشون روسيه از قم‌باشى مىآيند و پانصد نفرى سواره با

--> ( 1 ) . در نسخه « اوايل‌ها » . ( 2 ) . سال 1243 ق . ( 3 ) . جير در تالشى و گيلكى يعنى پايين . ( 4 ) . در نسخه « با » . ( 5 ) . برادر مير حسن خان . ( 6 ) . در نسخه « واقعى » .