ميرزا احمد ميرزا خداوردى

116

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

تا اينكه از طرف فتحعلىشاه ملتجى پاى سازش و مصالحه به ميدان گذاشته ، طرفين را مترقّب و تحريص مصالحه تحريك نمودند و قرار چنان شد طايفهء روسيه ، آنچه شهر پادشاه ، شهر دولت قزلباشيه به تصرف خود درآورده‌اند ، از آنها خالى كرده ، به ولايت خودشان شتابند و در عوض ، فتحعلى شاه هفت كرون پول از خزينهء خود داده باشد و همچنين ولايت طالش هم كما فى السابق به تحت و تصرف روسيه درآيند ؛ بدون نزاع و قيل و قال . لهذا فتحعلى شاه از هفت كورون « 1 » پول از خزينهء خود شمرده ، به قرار سه « 2 » كرون داد و در وقت شمردن سه كرون پول ، فتحعلىشاه غش « 3 » كرده ، بىهوش شد [ و ] بر زمين افتاد و براى مابقى مهلت درخواستند . و در آن اوقات « 4 » يك دستهء فراوان از قشون روسيه از راه مشكين مقرر گشته ، آمدند كه قلعهء اردبيل را بلانزاع به تصرّف درآورند ، ليكن وقت رسيدن طايفهء روسيه ، جهانگير ميرزا قلعهء اردبيل را به دست نداده و درها را بسته و مستحكم نمود كه ارادهء جدال داشت و سرعسكر دستهء روسيه كار اين را چنان ملاحظه نمود و چند عراده توپ بر سر خانهء شيخ اردبيل كشيده كه بناى مجادله نمايد و اين خبر به سمع نايب السلطنه رسيد . حكم تعجيلى از طرف نايب السلطنه به عهدهء جهانگير ميرزا صادر [ شد ] كه به اين مضمون كه : من كار آذربايجان را به هزار سعى مثل چاك جامهء گريبان رفو كرده‌ام كه شما مىخواهى همين كار را به تازگى ، گريبان چاك جامه را پاره پاره نموده باشيد . البته به محض رسيدن رقم ، قلعه اردبيل را مخلّا از وجود كرده و دستهء روسيه با كمال آسوده ، قلعه را نشيمن خود نمايند ، به مثل خانهء پدر خودشان . لهذا جهانگير ميرزا معطل مانده ، جرأت « 5 » نتوانست كرد از ارقام پدر خود تجاوز نمايد ؛ هر چه تفنگچى از كرگانرود و غيره در آنجا جمع مىبودند ، همگى را مرخص فرموده و خودش هم به پيشواز سركردهء روسيه رفت ، [ او را ] آورد در قلعه سكنى كرده و نشست . چون‌كه اهل تبريز حركاتهاى نالايق و بزرگ نسبت بر نايب السلطنه و برادران او كرده

--> ( 1 ) . به دو شكل « كرون » و « كورون » نوشته شده است . ( 2 ) . در نسخه « 3 » . ( 3 ) . در نسخه « قش » . ( 4 ) . در نسخه « جرءت » . ( 5 ) . در نسخه « اوقاتها » .