ميرزا احمد ميرزا خداوردى
109
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
خود سوار شود ، اسب او دست نداد « 1 » ، فرار به طرف قشون روسيه كرد و دستهء دويمى قزّاق آن وقت از عقب رسيد . احمد خان را نيزهپوش كردند ، به قرار چهل زخم بر بدن او زدند . همان روز روز عاشورا « 2 » بود . بعد از آن دو روز زنده مانده بود ، وفات كرده بود . خدا رحمت كند . بارى دو سه دفعه به همانطور تلاقى فريقين واقع گشت . از دستهء اروس بسيار كشته گرديد و بقيهء قشون تاب و مقاومت نياوردند ، رو به هزيمت گذاشتند به طرف ساليان و مير حسن خان هم على التعاقب ايشان رفت و بسيارى از روسيه دستگير و اكثرى به قتل رسانيدند و همين خبر فتح را در قريهء سياهلله كندى رسانيدند . ماها همگى شاد [ و ] خرم شده ، عازم خانهء خودمان شديم . * علاوه [ بر اين ] چند دفعه روسيه آمد و قشون كشيد به ولايت طالش ، سودى حاصل نكرد و علاوه وقتى كه جهانگير ميرزا ، پسر عباس ميرزا ، در ولايت اردبيل حاكم بود ، از طايفهء روسيه جمع كثيرى در ساليان مىبود و نايب السطنه كه عباس ميرزا باشد ، با قشون رفته ، شهر ايروان [ و ] نقجوان را به حيطهء تصرف درآورد . قدرى طرف دولت قزلباشيه تقويت يافت و جهانگير ميرزا خيال خام را در خاطر خود گذرانيده ، به مير حسن خان نوشت كه من ارادهء تصرف كردن ولايت ساليان دارم ، شما هم با قشون خود مصمّم و آماده باشيد . لهذا مير حسن خان قشون خود را جمع [ و ] آماده ساخت ، تا وقتى كه جهانگير ميرزا با دو هزار سه « 3 » هزار سرباز ، پنج شش و هشت هزار سوارهء شاهسون اردبيل و مشكين از راه موغان آمد و در همه شره طرفين بر يكديگر ملحق گشته ، عازم ساحت ساليان شدند و نورى فتحعلى خان « 4 » وزير جهانگير ميرزا بود . وقتى كه سوارهء طالش كه عبارت از محال دشتوند و سفيدشت و دريغ بوده باشد ، با سركردگان مير حسن خان در صحراى موغان مىرفتند و
--> ( 1 ) . اصطلاح تالشى و كيلگى به معناى اجازه سوار شدن نداد . ( 2 ) . در نسخه « عاشوره » . ( 3 ) . در نسخه « 3 » . ( 4 ) . فتحعلى خان نورى يساول باشى .