ميرزا احمد ميرزا خداوردى

104

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

جنگ دوم روسيه به هر صورت و مير حسن خان به قرار دو سال بل متجاوز ، حكومت طالش را كرد و حاكم بالاستقلال شد . طالش عبارت از ساليان الى رودخانهء ديناچال مع توابع « 1 » و لواحق ، كلا در تصرف او مىبود و چند دفعه در همين دو سال قشون روسيه به طالش به رسم جدال و غارتگرى آمدند ، مطلبى براى ايشان حاصل نگشت . از آن جمله يك دفعه محرم بود . عادت هم چنان بود علم « 2 » امام حسين ( ع ) « 3 » را هر دسته با جمعيت كلى برداشته ، مىآمدند به حضور عاليجاه مير حسن خان ، [ يك ] ساعت دو ساعتى به سينه‌زنى مشغول و بعد مرخص شده ، مىرفتند به مسجدهاى خود و در آنجا رويهء تعزيه‌دارى به عمل مىآوردند . شبى پدرم در خانه بود . ارادهء رفتن حضور خان نداشت و دوازده رأس « 4 » اسب هر يكى مىارزيد به پنجاه تومان و به سى تومان در بهاربند بسته و مهترهاى ما بر ايشان « 5 » خدمت كرده علف مىدادند . پدرم از طالار پايين آمده ، بنده را همراه خود برداشته ، برد به بهاربند كه ملاحظه نماييم آيا مهترها « 6 » به اسبها علف داده يا نه ؟ رفتيم ملاحظه كرديم ، ديديم « 7 » در پيش اسبها چندان علف نريخته‌اند . پدرم خشمناك گشته [ هر ] چقدر مهتران « 8 » را صدا زد ، احدى نيامد و بعد معلوم شد علم « 9 » مسجد كلانتريّه به حضور خان آمده‌اند . معلوم شد كه مهتران « 10 » هم به آنجا رفته‌اند . در آن اثناء لله جعفر ، معتبر اين خانه ، سراسيمه آمد به خدمت پدرم عرض كرد : حالا يك سواره از طرف موغان رسيد و خبر داد جمعيتى كلى از طايفهء روسيه به رسم چپاول از كر « 11 » ساليان عبور كردند ، بدون اطلاع هيچ‌كس ، دهات محال اركوان را چپاول زده ، ارادهء آمدن لنكران دارند .

--> ( 1 ) . در نسخه « طوابع » . ( 2 ) . در نسخه « الم » . ( 3 ) . « او را » دوبار تكرار شده است . ( 4 ) . در نسخه « رءس » . ( 5 ) . مؤلف براى اسب از ضمير « ايشان » استفاده كرده است . ( 6 ) . در نسخه « مهدرهاى » . ( 7 ) . در نسخه « ديدم » . ( 8 ) . در نسخه « مهدران » . ( 9 ) . در نسخه « الم » . ( 10 ) . در نسخه « مهدران » . ( 11 ) . در نسخه « كور » .