ميرزا احمد ميرزا خداوردى

97

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

يافت . در آن‌وقت مير هاشم خان شيروانى به ميدان اسب تاخته با حربهء همدانى در ميان ميدان اسب خود را جولان داد و جعفر بيگ شير صولت غيرتش قبول نكرد و هيچ پروايى از شكست قشون خود نكرد ؛ اسب خود را به ميدان تاخته ، روبه‌روى هاشم خان شتافت و هاشم خان شيروانى تفنگ خود را به سر جعفر بيگ شاهسون تهى نكرده و جعفر بيگ مزبور او را به پيش انداخته ، يك گلولهء نارسيده به طرف او انداخت و الّا اگر خاطرش تلف كردن او مىشد ، هيچ‌وقت گلوله از هدف « 1 » افراط بيرون نمىنمود ، به جهت اينكه همشيرهء آن هاشم خان شيروانى ، زوجهء مير حسن خان مىبود كه يكّه خانم مىگفتند . از اين جهت فكرى خويشى در خاطر خود جا داده و هاشم خان شيروانى اسب خود را جولان داده ، باز هم از پشت دستهء سالداتها به ميدان شتافت با حربهء بسيارى . ديد جعفر بيگ از حربهء او خوفى و انديشه نمىكند ، ديگر جرأت « 2 » نكرد قدم خود را به پيش بگذارد . البته به قرار يك ساعت [ و ] نيم در پيش سالداتها ايستاد و جعفر بيگ هم يكّه [ و ] تنها در مقابل او مانده ، تاب و مقاومت نموده ، هر دو نفر در مقابل خود ايستاد [ ه ] ، احدى از طرف مير كاظم بيگ رسيده ، به فرمودهء مير كاظم بيگ ، جعفر بيگ را از آنجا مراجعت داد و مير كاظم بيگ از شماتت پدر خود نتوانست به حضور خان بيايد . اين كيفيت را با عريضه معروض حضور مير حسن خان نمود و مير حسن خان در جواب پسر خود نوشت كه پسر من شما بچه‌ايد ! اين‌گونه دعواها از دست شما برنمىآيد ، اما خود را آن‌قدر در حوالى وطه‌گاه نگه‌دارى بكنيد ، تا اينكه من خودم را به آنجا رسانيده باشم . خلاصه مير حسن خان با فوجى دستهء شير شكار خود به طرف وطه‌گاه هجوم‌آور گشت . به محض ورود ، به قرار يك ساعت نكشيد به علفهاى خشك وطه‌گاه فرمود آتش زدند و همچنين وطه‌گاه را سوخته شد و سالداتها را بسيارى دستگير كرده و بسيار مقتول شدند و سركردهء وطه‌گاه هم كشته گرديد . وطه‌گاه را خراب و منهدم « 3 » گرديد و از آنجا مير حسن خان با قشون فراوان خود عازم گشت كه كار لنكران را به اتمام برساند و در قريهء كردنى چاشت تناول

--> ( 1 ) . در نسخه « حدف » . ( 2 ) . در نسخه « جرءت » . ( 3 ) . در نسخه « منهديم » .