ميرزا احمد ميرزا خداوردى
6
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
فومنى در گيلان و اتحاد وى با سهراب بيگ به شدت بيم داشت ، قره خان را آزاد كرد . قرهخان پس از آزادى با اجراى روشهاى بىرحمانه ، حيطهء قدرتش را در تالش شمالى گسترش داد و از آنجا كه در تالش جنوبى و به ويژه در مركز آن ، آستارا ، صاحب نفوذ نبود ، لنكران را مركز تالش شمالى قرار داد و پس از مدتى آستارا ، كرگانرود و اسالم را تصرف كرد ؛ امرى كه دخالت در كار هدايت خان فومنى ، حاكم گيلان ، محسوب و به هجوم وى به تالش جنوبى منجر شد . قره خان به قلعهء شيندان پناه برد ، اما نتوانست در برابر هدايت خان فومنى مقاومت كند و با تمام افراد خانوادهاش ، از جمله پسرش ، مير مصطفى خان ، اسير و به رشت برده شد . پس از آزادى اسرا ، بر اساس برنامهاى از پيش طراحى شده ، قره خان همراه با نظر على خان ، حاكم اردبيل ، به گيلان حمله كرد و پس از تصرف رشت ، آنجا را به آتش كشيد . نويسندهء كتاب در بخش نخست قصد دارد خاندان مير مصطفى خان را از نسل پيغمبر و حاكميت او بر تالش شمالى را از مقدّرات الهى بداند ؛ در نتيجه ضمن توصيف ماجراى آمدن مير عباس بيگ از روستاى هير خلخال به تالش شمالى ، از ارتباط وى با خداوند سخن مىگويد كه بىگمان داستانى بيش نيست . * بخش دوم كتاب در دورهء آقا محمد خان قاجار ، با فرار مرتضى قلى خان ، برادر آقا محمد خان - كه مؤلف اخبارنامه آن را رضا قلى خان ، برادر فتحعلى شاه ، مىداند - به سرزمين تالش و حاكميت مير مصطفى خان آغاز مىشود كه مؤلف اين حوادث را با تفصيل بيشترى از پدرش روايت مىكند . مير مصطفى خان به همراهى مرتضى قلى خان چندينبار به رشت و روستاهاى اطراف آن حملهور شد و اين مناطق را تاراج كرد ، اما با تحكيم سلطنت آقا محمد خان ، قلمرو وى چندينبار مورد تهاجم سپاهيان اعزامى خان قاجار قرار گرفت و بسيارى از سران سركش تالش لنكران اعدام و شمارى از مردم نيز به نقاط ديگر كوچانده شدند و مير مصطفى خان تا آستانهء نابودى پيش رفت ؛ اما خلاء قدرت پس از مرگ آقا محمد خان ، فرصت دوبارهاى را براى خودنمايى خان لنكران فراهم