محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

507

آثار عجم ( فارسى )

فصل [ 3 ] ايّامى كه در شاپور بودم ، مكتوبى از موّحد كامل و مجرّد و اصل ، استادى الاعظم ، شيخ مفيد - دام اللّه مجده - رسيد ؛ مشعر بر اينكه از شاپور ، به بعض اطراف و اكناف [ 311 f ] آن خاك ، گردش كرده و تفصيل آنجاها را بنويسم . چنان كه پيش از اين مرقوم و مذكور گرديد و در حاشيهء آن نامهء نامى نيز مسطور بود ، اين مطلب كه از شخص فاضل معتمدى ، وقتى شنيدم كه جلال الدّين دوانى اگرچه معروف به تسنّن هست و از كتابهاى او نيز چنين معلوم مىشود ، و لكن رساله‌اى دارد مسمّى به نور الهداية فى الامانة كه صريح در تشيّع اوست ، در دوّان و كازرون ، تفحّص تامّ بنما ؛ بلكه آن رساله را به دست آرى . انتهى . اين فقير در آنجاها چندانكه فحص نمودم ؛ نيافتم ؛ تا اينكه از سفر ، مراجعت به شيراز نمودم . به خدمت جناب استاد مشرّف شدم ؛ فرمود كه از توفيقات ، الهى ، رسالهء مذكوره به طبع رسيده و نسخهء آن را به دست آورده‌ام . پس به فقير نمود . از آن رساله ، خلاصه و مختصرى در اين كتاب مرقوم مىدارم ؛ بعون اللّه تعالى . از نورالهدايه علّامه دوانى است : معروض مىدارد كه اين لا شىء ، تا بحدّى كه آنچه معنى و تمييز است ، درنيافته بود ؛ به محض تقليد ، خود را صديقى انگاشته ، تصديق به اصول و فروع دين محمّدى داشت . در معتقدات تقليديّه ، چنان راسخ گشته كه تشدّد و تعصّب را از جمله جهاد اكبر