محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
960
آثار عجم ( فارسى )
آن از « مهارلو » تا « خلّار » ، 17 فرسخ ؛ پهناى آن از « زرقان » تا « شاه بورجان » 7 فرسخ ؛ محدود است از جانب مشرق ، به بلوك كربال و از سمت شمال ، به بلوك مرودشت و رامجرد و از طرف مغرب ، به بلوك كوه مرّه و از جانب جنوب ، به بلوك سياخ و كوار . . . » ( فارسنامهء ناصرى ، ص 1287 به بعد ) 166 . « . . . ولادت با سعادت آن جناب ، در حدود سال 1230 در شيراز اتّفاق افتاده ؛ تحصيل كمالات علميّه را در شيراز فرموده و در سال 1248 ، از شيراز به اصفهان رفته ، تكميل علوم عقليّه و نقليّه را فرموده ؛ پس به عتبات عاليات مشرّف گشته ، سالها در خدمت علما و مشايخ شرع مبين ، تعلّم و طلّاب علوم را تعليم و بهرهمند فرمود ، در سال 1288 ، از طريق نجف به مكّه و مدينه مشرّف گرديد و چند سال است در بلدهء طيّبه سرّ من راى توطّن فرموده . . . » ( فارسنامه ناصرى ، چاپ امير كبير ، ص 974 ) 167 . « . . . پسر سيّم ميرزا سيّد محمّد حكيمباشى است ، قدوهء اعاظم ، اسوهء افاخم ، ملك اطباى زمان ، بقراط دوران ، . . . مالك زمام نظم و نثر ، افصح شعراى عصر ، حاجى ميرزا رحيم حكيمباشى فخر الدّوله ؛ بيدل تخلّص . . . در فضل و طبابت ، مشهور به « حكيمباشى » ؛ در شعر و شاعرى ، متخلّص به بيدل و در القاب و اوصاف ، مشهور به « فخر الدّوله » . در اوايل حال ، به طهران برفت و مشغول معالجهء مرضى گرديد ؛ معروف خدمت شاهنشاه جهان ، خاقان گيتىپناه گشته ، مأمور به معالجهء مرضاى حرمسراى شاهى گرديد ؛ مخصوصا طبيب خاصّهء فخر جهان خانم ملّقب به فخر الدّوله - دختر ششم فتح على شاه - گشته ، او را حكيمباشى فخر الدّوله گفتند . . . در حدود 1245 ، عود به شيراز نمود و در 1258 ، در شهر قم به رحمت ايزدى پيوست . مرحوم حاجى اكبر نوّاب شيرازى ، در كتاب دلگشا فرموده است . . . از سادات عالى درجات مولوى است و اصل و اجداد ايشان ، از جهرم فارس ؛ و از اطبّاى حقشناس است . . . از علوم رسمى خصوصا علم طب با بهرهء كامل . . . » ( ر ك : فارسنامهء ناصرى ، به تصحيح دكتر منصور رستگار فسائى ، امير كبير ، ص 1098 و تذكرهء دلگشا ، به تصحيح دكتر منصور رستگار فسائى ، چاپ نويد شيراز و دانشمندان و سخنسرايان فارس ، جلد اول ، ص 507 ) 168 . براى اطّلاعات بيشتر در مورد او ، رجوع شود به فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1099 .