محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
940
آثار عجم ( فارسى )
بدرستى و پاكيزگى از آب درآورد . هميشه آرزو داشت تا در جوار تربت حافظ ، دفن گردد و اين آرزو از شبى كه خواب ديد در كنار حافظ آرميده است ، او را از خود بى خود كرد و صبحگاه بر سر مزار حافظ حضور يافت و با خلوص عقيدت ، تفأّلى زد و از حافظ اجازت گرفت كه آيا موافقت دارد كه فرصت بر تربت او خانهء ابدى بسازد ؟ اين غزل آمد : رواق منظر چشم من آشيانهء تست * كرم نما و فرود آ كه خانه ، خانه تست فرصت چنان تحت تأثير اين تفأّل و اين غزل قرار گرفت كه بىاختيار ، هاىهاى گريست . روز بعد ، مردى قبركن در كنار تربت حافظ ، خوابگاه ابدى فرصت را با حضور فرصت آماده كرد . فرصت شخصا با لباس به درون قبر رفت و در آن دراز كشيد و به اين طريق آن را آزمود . و روزى كه فرصت بدرود حيات گفت ، مردم شيراز ، تقريبا تعطيل عمومى كردند . . . بعدها كه خواستند آرامگاه حافظ را به وضع كنونى درآورند ، سنگ مزار فرصت را كه درست چسبيده به سنگ مزار حافظ بود ، قدرى جابجا كردند . امروز مىبينيم سنگ مزار فرصت ، با كمى فاصله ، در ضلع شمالى آرامگاه حافظ ، پاى پلّكان آرامگاه خواجه نصب گرديده است . » ( على زرين قلم ، مقدمهء ديوان فرصت ، چاپ كتابفروشى سيروس ، تهران ، ص 400 ) 79 . از جمله ادباى بزرگ معاصر كه در آرامگاه حافظ غنودهاند ، مىتوان از استاد دكتر لطف على صورتگر ، دكتر مهدى حميدى ، استاد خليل رجائى و فريدون تولّلى نام برد . 80 . براى اطّلاع بيشتر ، رجوع شود به كتاب ابو اسحق نوشتهء عبد الغنى ميرزايف ، از انتشارات نشريات دانش ، دوشنبه ، تاجيكستان ، سال 1971 ؛ كه در آنجا ، نامش « شيخ ابو اسحاق فخر الدّين » ، يا « جمال الدّين حلّاج اطعمهء شيرازى » متخلّص به « بسحاق » آمده است ( ص 3 ) 81 . ديوان بسحق اطعمه ، به قول براون ، در كتاب از سعدى تا جامى ( ص 463 ) مشتمل بر آثار زير است :