محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
887
آثار عجم ( فارسى )
معنوى . - ميرزا لطف الله حمزوى « 1 » ؛ در رسائل و مكاتيب ، بىنظير است و در نقاشى ، شهير . - ميرزا على ؛ ولد جناب ميرزا كرم على است كه در ذكر ارسنجان و غيره ، نامش برده شد ؛ مشار اليه در زىّ اصحاب استيفاست و هم در سلك ارباب انشاء ؛ برادر كهترش ، ميرزا مصطفى ، صاحب خطّ و تحرير است و از نقاشى خبير . طبقهء ديگر از اصحاب دفتر : - ميرزا مرتضى لشكرنويس است . در اين منصب ، به درجهء بلند ، اعتلا يافته و به مقام ارجمند ، ارتقاء جسته ؛ داراى اصالت و صاحب نبالت . - ميرزا عبد الحسين ؛ ابن مرحوم ميرزا لطف اللّه مستوفى « 2 » ؛ به منصب استيفا ، مفتخر است و در اين پيشه ، معتبر ؛ ميرزا على نقى - برادر كهترش - نير به حليهء كمال آراسته [ است ] ؛ همچنين ميرزا محمّد حسن . - حاجى ميرزا محمّد تقى ؛ ابن مرحوم حاجى ميرزا حسين ؛ محاسبى است باتدبير و مصاحبى صافىضمير ؛ ولد مكرّمش ميرزا مهدى ؛ جوانى است خوشتحرير و نيكوتقرير . - حاجى ميرزا على محمّد ، ابن مرحوم حاجى ميرزا اسد اللّه ؛ خط را خوب و با اسلوبى مرغوب مىنگارد . - ميرزا عبّاس ، ابن مرحوم ميرزا ابو القاسم ؛ سيّدى است نجيب ، متلفّقى اديب ؛ ولد باسعادتش ، ميرزا حسين على ، جوانى است دانشمند و در انشاء ، بىمانند . - ميرزا اسمعيل ابناوى « 3 » ؛ محاسبى عديم النّظير است و مترسلّى بصير و منشىاى خبير . طبقهء ديگرى از اهل انشاء : [ 542 f ] - ميرزا محمّد على ؛ منشى و خوشنويس ؛ در چرخ انشاء ، بدرى است
--> ( 1 ) . ميرزا لطف اللّه گاهى شعر مىگويد و « واحد » تخلّص مىنمايد ؛ از اوست : هر دل كه در او عشق رخ يار نباشد * هيچش خبر از عالم اسرار نباشد ز آشفتگى حال من آگاه نگردد * آنكس كه به موى تو گرفتار نباشد عالم همه مست از مى خمخانهء عشق است * يك ذرّه در اين ميكده ، هشيار نباشد هر كس كه چو « واحد » شود از عشق يگانه * در وحدت ذات تواش ، انكار نباشد ( 2 ) . مرحوم ميرزا لطف اللّه مستوفى ؛ فوتش در روز غدير ماه ذى الحجّة الحرام سنهء 1300 هجرى است . ( 3 ) . ميرزا اسمعيل ، خلف مرحوم ميرزا محمّد حسين علوى است و « ابناء » ناحيهاى است قريب به « شول » كه از مضافات شيراز است . مشار اليه چون در آنجا ملكى دارد ، لهذا به اين لقب معروف شده [ است ] .