محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
873
آثار عجم ( فارسى )
جناب حاجى ميرزا محمّد على منشى : نيز آنها را برادر است ؛ مردى فاضل و در بسيارى از علوم ، كامل . استماع شد كه اكثر از نهج البلاغه را حافظ است . آن نيز در طهران ساكن است و جناب ميرزا محمّد برادر كهتر ؛ مشار اليهم ، جوانى است آراسته و از هرعيب پيراسته . جناب ميرزا قاسم : متخلّص به « ضياء » ، ولد ارجمند حاجى ميرزا حسن سابق الذّكر است . در اكتساب علوم ، جهدى وافى دارد و سعيى كافى . شعر را هم خوب مىگويد ؛ از اوست : كس ندانم كه طلبكار چنين روى نباشد * كه دلش سختتر از آهن و از روى نباشد پاى بر خاك نهى بهر چه بر ديدهء من نه * حيف سرو است كه پايش به لب جوى نباشد اين سلسلهء مذكوره ، با جناب ميرزا محمّد باقر ملّاباشى مذكور ، بنى اعمامند و ميرزا قاسم ضياء را ، خالى است نيكوحال ؛ يعنى سركار ميرزا حسين على خان سرتيپ كه از علم رياضى - خصوص هندسه - آگاه است و در توپخانهء مباركه ، معلّم و صاحب جاه ؛ [ و ] در شعر ، « فلكى » تخلّص مىنمايد . از اوست : چون باز شود پنجهء شاهين محبّت * درهم شكند شهپر جبريل امين را [ 529 f ] تزيين : اگرچه در اين شيرازنامه ، فقط از علما و فضلايى بايد ذكر شود كه شيرازشان مولد باشد يا موطن ، ولى از انصاف دور است با وجود بودن جناب حاجى شيخ الرّئيس در شيراز ، نامى از ايشان برده نشود و زينتافزاى اين كتاب نگردد . [ جناب حاجى شيخ الرّئيس ] : جناب مستطاب قدّوسى خطاب ، قدوة العلما و المتفقّهين و عمدة الحكماء و المتألّهين ، نوّاب اشرف اسعد امجد ، ابو الحسن ميرزا ، المعروف به حاجى شيخ الرّئيس ، ابن مرحوم حسام السّلطنه « 1 » محمّد تقى ميرزا ، ابن خاقان خلد آشيان فتح على شاه قاجار - طاب اللّه ثراهما - است . وجود مباركش ، مجمع روحانى و مورد فيوض سبحانى است ؛ كاشف اسرار ملك و ملكوت است و ناظر انوار تقدّس و جبروت . در اين اوان ، شيراز را از قدوم ميمنت لزوم خود ، غيرت فروردين و رشك خلد برين فرموده كه در آن ، نزول اجلال نموده ؛ ماه صيامى را در مسجد نو ،
--> ( 1 ) . حسام السّلطنه ، محمّد تقى ميرزا ، اكثر در صفحات بروجرد ، فرمانروايى داشته و در اشعار ، « شوكت » تخلّص مىنموده ؛ وفاتش در سنهء 1278 هجرى بوده [ است ] .