محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
866
آثار عجم ( فارسى )
[ چشمه ] جوشك ( 164 ) : در صحراى قصر قمشه « 1 » ، است در طرف شمال غربى شيراز ، به مسافت چهار فرسخ كمتر ، و آن جوشك ، محوّطهاى است در گودى كه آب از آن جوشيده و بيرون مىآيد و در اطراف آن ، قنواتى چند است كه هر يك را نامى است « 2 » و آب از آنها جارى [ و ] داخل جوشك مىشود ؛ پس آبى انبوه مىگردد و از آنجا به مقدار دو فرسنگ آمده ، مىرسد به جايى كه بند و سدّه بستهاند . نهر اعظم ، همين است . از بند گذشته ، در جدولى كه بسيار پهن و منبسط است ، روان مىشود و در آن جدول ، به عرض قطعات سنگ ، فاصله [ 523 f ] به فاصله نصب نمودهاند تا آب مذكور ، قسمت شود . اينجا را « مقسم اعلى » خوانند . هر كسى را حصّهاى و بهرهاى از آن آب است كه براى زراعات و شرب بساتين مىبرند و هر رشته و قسمتى را نامى است ؛ و مقسم مذكور ، تماشاگاه خوبى است . چون اين مطلب دانسته شد ، مىگوييم كه قنوات ديگر نيز هست كه آنها داخل جوشك نمىشود ، بلكه على حدّه از آن است ؛ ( از جمله ) : « آب قوامى » است كه آن را مرحوم ميرزا على محمّد خان قوام الملك احداث نموده و به اسم خلف نامدار خود ، محمّد رضا خان قوام الملك ، حاليه ، « رضا آباد » نام نهاده ؛ زراعات و باغات ايشان را شرب مىدهد ؛ پس به شهر مىآيد و مردم را از آن ، انتفاعى كلّى حاصل مىگردد . از جمله : قناتى ديگر هست كه آن را « خيرات بزرگ » « 3 » نامند و آن نيز على حدّه از مذكورات است . منبع آن در تنگ « قره پيرى » است . تنگ قره پيرى ، محاذى باجگاه است كه سابقا مذكور شد . و اين خيرات بزرگ ، وقف عام است ؛ داخل شهر مىشود . حومهء « 4 » شيراز ( 165 ) حومه ، محالى را گويند كه در اطراف و جوانب شهر واقع باشد و حومهء شيراز از
--> ( 1 ) . قصر قمشه : صحرايى است ؛ در آن ، چند ده و بساتين است . ( 2 ) . قنواتى كه هست ، اساميش اين است : حسينآباد و گود مريم و محمّد طاهر خانى و على مراد خانى و كاظمآباد و غير ذلك . سابقا متجاوز از 300 رشته قنات بوده ؛ اكنون اكثر ، خراب شده [ است ] . ( 3 ) . خيرات بزرگ از آن گويند كه خيرات كوچكى نيز هست و آن جدولى است از جمله جداول در مقسم اعلى . ( 4 ) . حومه : در لغت است كه حومة البحر و حومة الرّمل و غير ذلك - به فتح حاء مهمله - معظم از آن است . از بعضى شنيدم كه چون اطراف و جوانب شهر معظم از آن است ، لهذا حومهاش خوانند ولى نيز در لغت آمده كه حام فلان حول فلان يعنى گرداگرد گرديد . اين معنى مناسبتر است كه حومه ، گرداگرد شهر است .