محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

863

آثار عجم ( فارسى )

سلسبيل . اين باغ نيز از حاجى مشير الملك مذكور بود ، الحال به ورّاث آن رسيده [ است ] . باغ گلشن [ عفيف‌آباد ] آن را « عفيف‌آباد » نيز گويند . در سمت غربى است ، نيز به مسافت نيم فرسخ ؛ بوستانى است بىشبه و مثال ؛ هوايش در ( 157 ) : نهايت اعتدال ؛ گل و رياحينش ، آبروى دكّهء جوهريان را ريخته و ماء معينش ، با كوثر و تسنيم آميخته ، در بهاران ، بر هر گلبنش ، هزارى نغمه‌اى ساز كند و فراز هر سروش ، تذورى ، زمزمه‌اى آغاز . در ميان باغ ، عمارتى بنياد شده ، به وضعى بىنظير . و به طرزى دلپذير ؛ آبشارى از ميان آن عمارت ، پيوسته جارى و روان است كه آبش راحت‌بخش روح و روان . مرحوم قوام الملك ، ميرزا على محمّد خان ، اسكنه اللّه الجنان ، آن بناها را نهاده و به ديگر عمارات نيز ، باغ را زينت داده ، كوشكى قرب آن بوستان برپا نموده و خلوت و باغى ديگر بر آن افزوده ؛ مالك بالفعل آنهاست : خلف [ 520 f ] ارجمندش قوام الملك حاليه ( 158 ) . باغ سنقرى « 1 » : در جانب غربى مايل به شمال است ، به مسافت ميلى تا به شهر ؛ به نزهت ، فضايش رشك نگارخانهء چين است و به نكهت ، هوايش غيرت خلد برين . بنيانى محكم و عماراتى مستحكم در ميان آن ساخته شده و بنياد آن باغ و عمارات آن را ، جناب مسعود الدّوله ، حاجى فضل على خان - كه نامش سابقا در ذكر « دولت آباد » مرودشت ، برده شده - نهاده [ و ] مرزوبومش را از فواكه و كروم « 2 » ، رونق داده [ است ] ( 159 ) . باغ رحمت آباد ( 160 ) : در شمال غربى ، به مسافت ميلى تا به شهر ، ايضا ؛ و آن دو سه طرفه است ؛ در طرفى عمارات تحتانى و فوقانى دارد ، همه مرتّب و منظّم ؛ حياضش ، حسرت كوثر و زمزم ؛ در وصف آن همين بس كه جناب مستطاب امام جمعه ، حاجى شيخ يحيى - زيد فضله العالى ، كه نام مباركش پيش از اينها مرقوم گرديده - بانى اين بناى موثّق الاركان است و مالك بالفعل آن ؛ حفظه اللّه عن الحدثان .

--> ( 1 ) . سنقرى : به ضم سين مهمله و سكون نون و قاف مضمومه و راء مهملهء مكسوره ، د آخر ياء تحتانّيه . ( 2 ) . كروم : جمع كرم به فتح اوّل كه « رز » باشد .