محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
465
آثار عجم ( فارسى )
51 . نقش دوم را كريستن سن ، چنين توضيح مىدهد كه : « . . . خيلى بزرگ است و صور بسيار دارد كه در چهار صف مدّرجا قرار گرفتهاند . متأسفانه اين نقش ، فعلا به حال اسفانگيزى افتاده است . در وسط صف ، شاهنشاه ايران و امپراتور روم ترسيم شدهاند . شاه بر اسب سوار است و مردى را پايمال مىكند . كوردياس در كنار او ايستاده و امپراتور ، زانو بر زمين زده ، دستها را به سوى شاه دراز كرده است . در كنار امپراتور ، سه نفر ايستادهاند : يكى از آنها ، كلاه بلند ايرانى بر سر دارد و ديگرى حلقه يا تاجى به شاه تقديم مىكند . صورت نيكه - الههء پيروزى - بر فراز آن در حال پرواز ديده مىشود . در پشت سر اين عدّه ، چند تن از روميان ، ملبّس به قباى رومى و چند نفر ديگر ديده مىشوند كه فيلى و اسبى همراه مىآورند . مردى ديگر ، طشتى بر سر گرفته است . اين تصاوير ، در سمت راست صف سوم قرار دارد . در دو صف بالاى همان قسمت از حجّارى ، مردانى ديده مىشوند كه پيراهن آنها ، تا زانو و شلوارشان ، تا مچ پا رسيده است . اين اشخاص ، چند طشت و چند تاج و يك كيسه - كه ظاهرا پر از پول است و دو شير در زنجير - مىآورند . در صف پايين ، اشياى ديگرى كه غنيمت بوده - منجمله يك پرچم رومى - پيش مىبرند . ارّادهء جنگى امپراتور روم كه به دو اسب بسته شده ، در آخر همه ديده مىشود . در سمت چپ نقش ، چهار صف از سواران ايرانى ترسيم گشته است ؛ اغلب مردان ، كلاه بلند استوانهاى شكل بر سر دارند كه بالاى آن مدوّر است . 5 نفر سوارى كه در صف سوم ، بلافاصله پشت سر شاه ، قرار دارند ، گيسوانشان مانند گيسوان شاه ، مجعّد است ؛ احتمال مىرود كه اينان شاهزادگان بلافصل باشند . تمام سواران در صف بالا ، به حال احترام قرار گرفتهاند ؛ يعنى سبّابهء دست راست را به سمت پيش دراز كردهاند . » ( ايران در زمان ساسانيان ، صفحات 248 - 249 و 250 ) .