محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

462

آثار عجم ( فارسى )

« در بعضى از اين شهركهاى كازرون ، جامع و منبر باشد و مردم آنجا ، متصّرف و عوان باشند و غّماز ؛ خانگاهى محتشم است كه همچون حرمى است از آن شيخ ابو اسحق رحمه اللّه . . . » ( فارسنامهء ابن بلخى ، چاپ دكتر رستگار ، ص 349 ) . 36 . در تواريخ نوشته‌اند كه : طهمورث ، شهر شاپور را بساخت و چون اسكندر رومى به فارس آمد ، خرابش نمود ؛ پس شاپور - پسر اردشير بابكان - تجديد عمارتش نمود و توابعى براى آن قرار داد و آن را كوره يا خورهء شاپور بگفت ؛ و يكى از پنجگانه‌هاى فارس گرديد . . . ( فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1432 ) . 37 . در فارسنامهء ابن بلخى آمده است كه : ولايت پارس ، پنج كورت است ؛ هر كورتى به پادشاهى كه نهاد آن كورت به آغاز ، او كرده است ، بازخوانده‌اند ؛ بر اين جمله : كورهء اصطخر ، كورهء دارابجرد ، كورهء اردشير خوره ، كورهء شاپور خوره ، كورهء قباد خوره . و هر كورتى از اين پنج كوره ، چند شهر و نواحى است . . . » ( ص 284 ، چاپ دكتر رستگار ) 38 . در فارسنامهء ابن بلخى آمده است كه : اصل كازرون ، نودر و دريست و راهبان است . . . » ( ص 347 ، چاپ دكتر رستگار ) . در فارسنامهء ناصرى ، اين نام به صورت « دريس » آمده كه 2 فرسخ ميانهء مغرب و شمال كازرون است . ( ص 1449 ) . 39 . آيات 79 - 78 سورهء الشّعراء : خدايى كه چون گرسنه شوم ، به كرم خود مرا غذا مىدهد ؛ همان خدايى كه چون بيمار شوم ، مرا شفا مىدهد . 40 . صحيح اين كلمه ، s asualeby ( اسقليبوس ) ؛ Asklepios است كه در فرانسه ، AscLepios تلفظ مىشود . او ربّ النّوع و در عين حال ، قهرمان طب يونانى بشمار مىرفت . او پسر افولون ( آپولون ) است و فقط به معالجهء مريضان اكتفا نمىكرد ، بلكه مردگان را هم زنده مىنمود . چون دوزخ نزديك بود از سكنه خالى شود ، دس - خداى دوزخ - از زئوس چاره خواست و زئوس خشمناك گرديد و اسقليبوس را دچار صاعقه كرد . ( فرهنگ معين ) .