محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
784
آثار عجم ( فارسى )
مرحوم كريم خان زند - اسكنه اللّه فى الجنان - است . و آن دو طرف است : طرفى بسيار وسيع و با روح كه اراضيش قبرستان است ؛ در وسط آن قبور ، مزار خواجه - عليه الرّحمه - واقع شده ؛ لوح مزارش ، سنگ مرمر بسيار بزرگى است كه بعض اشعار او را بر آن نقر كردهاند ؛ محجرى از آهن دور آن است ( 66 ) و بر آن مزار ، قبّهاى نيست . امّا طرف ديگر ، باغچهاى است كه در آن است اشجار بسيار و انواع اثمار . و در ميان دو طرف مذكور ، حجراتى است كه به هر دو طرف مذكور ، درها باز مىشود و در وسط حجرهها ، تالارى است ملوكانه و اساسى بزرگانه ؛ نيز دو طرفش گشاده و در آن ، چهار ستون از سنگ برپاست . در جلوى آن تالار ، درياچهاى است كه از آب ركن آبادش مجرى است و آبانبارى نيز در زاويهء آنجاست . الحق تكيهاى بدين نهاد و سرشت ، روضهاى است از روضههاى بهشت . شرح احوال خواجه اين است : خواجه حافظ ( 67 ) : و هو شمس الدّين محمّد بن الشّيخ كمال الدّين ( 68 ) ؛ پدرش از اهل توىوسركان « 1 » بوده ( 69 ) ، به شيراز آمده ، متوطّن گرديده . تولّد خواجه در شيراز شده و در آنجا تحصيل نموده ؛ چندى در خدمت شمس الدّين عبد اللّه شيرازى و چندى نزد ميرزا سيّد شريف علّامه [ 470 f ] ، استفادهء علوم فرموده و اغلب از اوليا را ملاقات نموده ، مانند شاه نور الدّين نعمت اللّه ولى و سيّد محمود شاه داعى الى اللّه و سيّد ابو الوفا ( 70 ) و شيخ زين الدّين خوافى « 2 » و كمال خجندى . و قرآن مجيد را تمام در حفظ داشته و تخلّص [ خود ] را بدينجهت « حافظ » قرار داده ؛ و سنّ مباركش آنچه بر فقير معلوم گرديد ، به 46 سال رسيده و در مدّت عمر ، سفرى تا شهر يزد كرده و به وطن بازگرديده [ است ] . و مير غلامعلى « 3 » متخلّص به « آزاد » ، در تذكرهء مؤلّفهء خود كه مسمّى به « خزانهء عامره » است ، مىنويسد كه محمّد قاسم فرشته ، در تاريخ خود ( 71 ) نوشته كه سلطان محمود شاه - والى دكن - در عهدش ، شعراى عرب و عجم به دربارش مىرفتند و از چشمهسار احسانش شاداب مىشدند . خواجه حافظ نيز به سفر دكن رغبت نموده ؛ ليكن به واسطهء موانع ، از قوّهاش به فعل نمىآمد . ميرزا فضل اللّه اينجو - كه از تلامذهء علّامه تفتازانى بود و در دكن ، منصب صدارت
--> ( 1 ) . توىوسركان : در جانب شمال نهاوند است و نهاوند ، در حدود همدان . ( 2 ) . بر وزن سحاب ، ناحيهاى است به نيشابور . ( 3 ) . مير غلامعلى از فضلا است . او را حسّان الهند نامند . پدرش ، سيّد نوح ابن سيّد عبد الجليل البلگرامى است ؛ و وفات مير مذكور ، در حدود 1200 بوده ؛ و از تأليفات اوست : كتاب سبحة المرجان .