محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
772
آثار عجم ( فارسى )
دل داغ تو دارد ارنه بفروختمى * در ديده تويى و گرنه بردوختمى جان منزل تست ورنه روزى صدبار * در پيش تو چون سپند برسوختمى وله با ما سخن ار گويى از شعر سنايى گو * رو نظم نظامى را بر فرق فرزدق زن مزار شيخ نوربخش : در محلّت لب آب ، قريب به دروازهء شاهداعى است . خانقاهى عالى داشته ، موسوم به خانقاه نوريّه ؛ و خلوت خانهها در اطراف آن بوده و صحنهاى وسيع داشته ؛ الحال آنها را به غصب برده و مواشى و غيره در آنها كرده و موقوفات آن را از ميان بردهاند . مزارش هنوز باقى است . و هو محمّد بن يحيى بن على الجيلانى اللّاهيجى النّوربخشى ، خليفه سيّد العارفين سيّد محمّد « 1 » نوربخش است . گويند 16 سال اكتساب كمالات از جناب سيّد نموده ، تا از اعيان و اصلان كامل شده ؛ پس از فوت مرحوم سيّد ، رحل اقامت در شيراز انداخته . جمعى ، اقتباس معارف از حضرتش مىنمودند . قاضى نور اللّه [ شوشترى ] نوشته كه مير صدر الدّين و علّامه دوانى [ 463 f ] در بعضى از مقامات ، ركاب شيخ را از روى تعظيم گرفته ، سوارش مىساختند . شرحى بر مثنوى گلشن راز نوشته « 2 » ، مسمّى به « مفاتيح الاعجاز » ؛ و مثنوى [ يي ] در بحر رمل ، منظوم كرده ، مشتمل بر تحقيقات ، مسمّى به « اسرار الشّهود » ؛ و ديوانى نيز دارد ، قريب 5000 بيت ؛ و « اسيرى » تخلّص داشته و با ملّا عبد الرّحمن جامى ، معاصر بوده . اين بيت از اوست : عالم چو نقش موج به بحر وجود اوست * بود همه جهان به حقيقت نمود اوست و در آن خانقاه نيز ، مزار ولدش ، احمد بن محمّد اللّاهيجى است كه تاريخ فوتش 921 است . مزار شيخ ابو ذرعه : در سمت جنوبى بيرون و متّصل به شهر است . بقعهء كوچكى دارد و هو عبد الوهّاب بن محمّد بن ايّوب الاردبيلى ؛ عالمى بوده زاهد ، معاصر شيخ كبير و
--> ( 1 ) . سيّد محمّد : مريد شيخ علاء الدّوله سمنانى است . وفاتش در سنهء 869 بوده و قبرش در رى است . ( 2 ) . شرحى كه بر گلشن راز نوشت ، گويند در هرات ، نزد ملّا عبد الرّحمن جامى فرستاد . وى اين رباعى را در صدر جواب نوشت : اى فقر تو نوربخش ارباب نياز * خرّم ز بهار خاطرت گلشن راز يك ره نظرى بر مس قلبم انداز * شايد كه برم ره به حقيقت ز مجاز شرح مذكور را در سنهء 877 نموده و تاريخ وفاتش را بعضى سنهء 912 نوشتهاند .