محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

764

آثار عجم ( فارسى )

مثنّى « 1 » ، ابن حسن بن على بن ابى طالب - عليهم السّلام - است . بقعهء شريفه ، محلّ استجابت دعاست و در منازعه و مرافعه ، بدان تربتگه رفته ، قسم خورند ؛ طرف غير الحق را دردى عارض مىشود ؛ بسا كه هلاك مىگردد و اين مكرّرا به تجربه رسيده . بناى اوّل آن بقعه معلوم نيست كه نموده ؛ ولى وقتى ، مرحوم حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك ، درصدد آبادى آن برآمده ، مرمّت خوبى كرده . و مدرسه‌اى در جنب بقعه است ، بسيار با صفا ؛ ولى افسوس كه رو به خرابى نهاده ؛ خداى جهان اركان دولت اسلام را توفيقى دهد كه به آبادى آن اقدام نمايند ، و از موقوفات ، هيچ ندارد . خادم آن بقعه ، جناب ملّا محمّد حسن بن ملّا محمّد حسين ، عابدى است ، با زهد و تقوى ، متديّنى پارسا ؛ پدر بر پدر ، به خدمت آن آستانه مشغول بوده‌اند . بقعهء علمدار : يكى از بقاع است و آن ، قريب به مسجد جامع ، در جوار مسجد علمدار - كه مرقوم شد - واقع گرديده . در كتبى چند كه فقير جمع نموده و حاضر دارم ، از سه علمدار نام مىبرند : يكى شيخ ابو سعيد محمّد بن هيثم « 2 » ، از اولياء خدا بوده و از اميرانى كه در راه خدا جنگ مىنموده و در حرمت مزارش ، تأكيدات نموده‌اند . يكى ديگر ، شيخ ابو العلاء حضرمى « 3 » علمدار . بعضى [ 457 f ] ، ابو العلاء قفصى « 4 » نوشته ، گويند از اكابر اولياست و ادراك شيخ كبير « 5 » را نموده است . يكى شيخ عبد اللّه علمدار كه در زمان محمّد بن يوسف ، به شيراز آمده و مدفن او را درب دروازهء اصفهان نوشته‌اند . اين علمدار سوّمى البتّه ما نحن فيه نيست ؛ امّا آن دو علمدار ديگر كه مرقوم شد ، نمىدانيم بقعهء حاليه ، از كداميك آنها باشد ولى احتمال در علمدار اوّل است كه ابو سعيد است و اگرچه بقعه به سيّد علمدار معروف است ، منافى نيست كه سيّد باشد ، شيخ « 6 » هم باشد و شايد كه به غلط سيّدش خوانند ؛ اللّه تعالى اعلم بالصّواب ( 45 ) .

--> ( 1 ) . حسن مثنّى : گويند فاطمه دختر امام حسن - عليه السلام - را تزويج كرد و در كربلا ، زخم بسيارى خورد . پس از شهادت امام ، او را از ميان كشتگان برده . زخمهايش را مرهم نهادند ؛ بهبودى حاصل كرد . ( 2 ) . هيثم : بر وزن حيدر ، به تقديم ياء حطى بر ثاء ثخذ . ( 3 ) . حضرمى : منسوب به حضرموت كه نام شهرى و قبيله‌اى مىباشد . ميم آن ، هم مفتوح استعمال مىشود هم مضموم . ( 4 ) . قفصى : بالفتح ، منسوب است به قفصه كه نام بلدى است در افريقيّه . ( 5 ) . شيخ كبير : مراد ابو عبد اللّه محمّد بن خفيف است كه ذكرش بيايد . ( 6 ) . شيخ : بالفتح ، مرد مسن و دانشمند و بزرگ و مهتر قبيله است ؛ و آن كسى كه جماعتى را سرسلسله باشد و مراد بود ، نيز شيخ گويند . و در قديم آن كس را كه سيادت داشته ، هم شيخ مىناميده‌اند .