محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

669

آثار عجم ( فارسى )

جمله شكل يكى از مغها « 1 » ست كه چيزى را تقديس مىنمايد و شىء سبحه‌مانندى را به دور آن چيز قرار مىدهد . پانزده نفر تماشايى در دو صف ، به حضور آن مغ هستند ؛ كلاه آنها مخروطى و گيسوانشان انبوه است ؛ لباس ايشان ، با آستينهاى بلند ؛ و دو شلوار - يكى كوتاه و يكى بلند - پوشيده‌اند . ( ايضا ) در آنجاست اشكال ديگر ؛ از جمله يك نفر سوار مسلّح كه تير و كمان و نيزه دارد ؛ با حيوان خرس‌مانند جنگ مىكند . ( ايضا ) در آنجا است صورت زنى كه در رختخواب خوابيده ؛ گيسوان انبوه دارد ؛ در دست راست او ، چيزى است مانند سبحه ؛ و سه نفر مرد ، مواظب حال او مىباشند و گويند آن زن شايد صورت ملكه [ اى ] باشد و چنين استنباط نموده‌اند كه آن اشكال را بايد اشكانيان ساخته باشند . آثار قديمه در كوهگيلويه ( 49 ) « 2 » كوهگيلويه ( - كوه جيلويه ) در سمت غربى شيراز ؛ از جمله محالات وسيعهء فارس و اكثرشان كوهستان است . طرف جنوب و مغربش ، گرمسير ؛ مشرق و شمالش ، فى الجمله سردسير . معدن نفت سفيد و سياه دارد و دار الحكومه‌اش ، بهبهان است . بهبهان ( 50 ) تا شيراز ، به مسافت يكصد و پنجاه و سه ميل انگليسى است كه هر ميلى ، هزار و پانصد ذرع باشد . جمعيّتش نزديك به بيست هزار نفر ؛ محصولش ، غلّه و خرما و قليلى مركّبات ؛ شكارگاهش بسيار ؛ مرغزارش بيشمار ؛ آبش از رودخانه و چشمه‌سار . شهر قديم آن ، ارّجان « 3 » است كه در سمت شرقى بهبهان واقع شده ، به مسافت يك [ 411 f ] فرسنگ تقريبا ؛ ولى آن شهر اكنون بكلّى خراب و ويران گرديده ، آثارى از شالوده‌ها و احجارى درهم ريخته ، ديده مىشود . گويند آن شهر را قباد بن فيروز بنياد نهاده است . تنگ تكاو « 4 » : از جمله مضافات بهبهان است ( 5 ) و آن درّه‌اى است كه در آن ، معدن

--> ( 1 ) . مغ : به ضمّ اوّل ، كسى است كه پيرو دين زردشت باشد و آتش‌پرست را نيز گويند . ( 2 ) . كوهگيلويه : به ضمّ كاف تازى و سكون واو و ياء و كسر كاف فارسى و ياء ساكنه و لام مضمومه . ( 3 ) . ارّجان : به يونانى آن را اركران گويند . ( 4 ) . تكاو : حرف آخر ، واو است و به جاى آن ، باء موحّده - يعنى تكاب - نيز صحيح است .