محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
658
آثار عجم ( فارسى )
آن كشيده و روى چينه را حصير و جگن ريختهاند ؛ به همين ترتيب تا سر برج ؛ و به طورى ساختهاند كه در چندين هزار سال عيب نكرده ؛ و چند سطرى از خطوط قديمه ، بر روى خشتى پخته منقور شده . آنچه محقّقين معلوم كردهاند ، آن برج مرتفعى بوده و در سرحدّ بابل كه سلاطين بابل بر بالاى آن هميشه ديدهبان مىگذاردهاند و بعضى گويند كه شهر عكارد - كه در تورات است - همين عقرقوف است و جمعى گويند برج نمرود همين است و اهالى آنجا ، حالا هم آن تپه را ، نمرودى مىنامند ؛ اللّه تعالى هو العالم بالحقائق . آثار قديمه همدان [ 402 f ] همدان از شهرهاى سردسير عراق عجم است و شهرى است مشهور ؛ در دامنهء كوه الوند واقع گرديده و آن كوه بسيار رفيع و بلند است و منبع چشمهسار و عيون متعدّده و منبت گل و رياحين متنّوعه است . كوهى به آن منافع و خضرت ، در تمام قطعهء آسيا نيست . گويند دورش تقريبا سى فرسخ است . [ بالجمله ] ، در شهر حاليهء همدان ، چندين امامزاده و بسيارى از فضلا و عرفا و حكما و مردمان بزرگ مدفونند كه تفصيل آنها ، موجب تطويل است . و مخروبهء عمارت كيان - مشهور به اكبتان « 1 » - تا كوه الوند ، سه ميل فاصله است و در ايران ، بنايى از آن عاليتر نبوده و گويند محيط دايرهء شهر قديم ، قريب سى و شش ميل بوده و نوشتهاند ابتدا جمشيد آن را بنياد نهاده ، سپس بهمن پسر اسفنديار مرمّت كرده و بهرام گور نيز عمارت نموده . در بعض از كتب جغرافى انگريزى نوشته كه آن شهر ، هفت حصار داشته كه هر حصارى از فلزّى و به رنگى بوده ؛ داراى برجهاى بسيار و دروازههاى بيشمار و چوبهاى عماراتش ، از عود و صندل « 2 » بوده است و زينت در و ديوار قصرها ، از صنايع طلا و نقره . و در تاريخ مسطور است كه چون اسكندر رومى بر ايران استيلا يافت ، آنها را خراب نمود . به نقد از آن شهر ، جز آثارى باقى نيست و سنگهاى شكسته نيز هست و سه لوح خطّ ميخى بر كوه الوند مذكور ديده مىشود كه آن را « گنجنامه » گويند . يكى از آن الواح ، خطوطش بكلّى محو و نابود است كه خوانده نمىشود و دو لوح ديگر را خواندهاند كه ترجمهء آنها نگاشته مىشود :
--> ( 1 ) . اكبتان را اكباتانا گفتهاند و اكباتان نيز نوشتهاند و در الواح بيستون ، اين شهر را با كاماتانا قرائت نمودهاند . ( 2 ) . صندل ، معرّب سندل است ؛ درختى است معروف ؛ منبت آن ، در بلاد هند است . -