محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
656
آثار عجم ( فارسى )
ايشان فهميدهاند ، نه چنين است ؛ بر هر دانشمندى ، از ترجمههاى مذكوره واضح است كه داريوش مذكور ، پادشاه بالاستقلال بوده ، نه خدمتگزار و كارپرداز لهراسب يا كسى ديگر و منافات ندارد كه لهراسپ ، كارگزارى داشته داريوش نام ؛ ولى آن غير از اين است ( 22 ) . آثار قديمه در بابل بابل « 1 » ( 23 ) بر كنار نهر فرات ، به جانب شرقى آن واقع است و در اين ازمنه ، از توابع حلّه « 2 » است و حال آنكه سابقا ادنى محلّهء آن ، دو برابر حلّهء حاليه بوده . گويند 2600 سال قبل از ميلاد مسيح ، آن شهر بنا شده و نوشتهاند : آنجا دار الملك ضحّاك [ 400 f ] بوده كه وى در آنجا ، بناهاى عاليه نهاده و قلعهاى ساخته كه آن را گنگدژ و بهشت گنگ مىخواندهاند و اسكندر رومى بر عمارات آن افزوده بوده و آن شهر ، يكى از مداين سبعه خوانده مىشده ؛ دو قلعهء توبرتو با برج و بارو داشته كه قطر ديوار ، 15 ذرع و ارتفاعش ، از هفتاد ذرع متجاوز بوده و ديوار بيرونى ، دويست و پنجاه برج داشته . ديوارها را با آجرهاى مربّع ساخته بودند كه هر آجرى را دو گره قطر و شش گره پهنا بوده و چنان آجرها را به هم متّصل نموده بودند كه بعضى را گمان مىرفته كه ملاط آن ، آهك و تخم مرغ بوده و شهر حلّه ، اكثر عماراتش از آن آجرهاست و برج مربّع طولانى در آنجا بوده و به برج بابلى ( 24 ) معروف است و آن برج و آن قلعه بكلّى خراب شده و پايتخت فريدون را هم بابل مىدانند و در بابل ، چاهى است معروف به چاه دانيال كه يهود و نصارى در اعياد خود بدانجا مىروند و محلّ هاروت و ماروت معروف ، همينجا است . بالجمله ، در بابل ، در گودالى ، سنگى است كه يك ذرع عرض و يك ذرع و نيم ارتفاع و دو ذرع طول دارد و بر روى آن سنگ ، شكل شيرى است مجسّم كه اتصال به آن سنگ دارد كه گويا روى آن خوابيده است .
--> ( 1 ) . حرف سوم مكسور است و اينكه بعضى به ضمّ آن حرف استعمال نمودهاند - مثلا با « كاكل » هم قافيه آوردهاند - درست نيست و غلط است . ( 2 ) . شهرى است در عراق عرب ؛ و معروف است .