محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

449

آثار عجم ( فارسى )

مىشود ؛ مىآيد در صحراى شاپور ؛ پس ، اين رودخانه با رودخانه‌اى كه سابقا مرقوم شد ، متّصل مىشوند ؛ آنگاه از جلگه گذشته ، مىرود به سمت خشت [ 284 f ] و آنجا هم با رودخانهء دالكى يكى مىگردد و مىرود تا به درياى فارس كه بندر بوشهر در كنار آن است . اين بود تفصيل سرچشمه‌هاى رودخانهء شاپور . چشمه‌اى ديگر نيز در جلگهء شاپور هست كه آن را سرآب دختران ( 47 ) نامند . اين چشمه هم داخل رودخانه مىگردد . در بيان آثار قديمهء شاپور مرقوم شد كه در سمت شمال شرقى جلگهء شاپور ، تنگى است كه آن را تنگ چوگان گويند و رودخانه‌اى از ميان آن تنگ مىگذرد ؛ داخل تنگ كه مىشوند ، در طرف دست راست و در طرف دست چپ ، مجالس صورت ، منقوش بر احجار است كه تفصيل داده مىشود : [ تفصيل مجالس دست راست ] : در اوّل تنگ ، در دامان كوه نزديك به زمين ، قطعه‌اى از آن را صاف نموده‌اند ، به ارتفاع چهار ذرع و نيم و به عرض ده ذرع ؛ و در آن ، صورت دو سوار را نقش كرده‌اند ( 48 ) ؛ به حسب اندام و لباس ، خيلى شبيه‌اند به صورتهاى نقش رستم در مرودشت - كه تفصيلش و صورتش مرقوم افتاد - سر و كلاه و سينه و دست سوارها ، به كلى از سنگ محو و نابود شده ، چيزى معلوم نيست و در زير پاى اسب سوارى كه به طرف « 1 » دست راست واقع شده ، شخصى است بر زمين افتاده كه گويا پادشاه « 2 » او را پايمال سمّ مركب مىنمايد و در ميان آن دو سوار ، شخص ديگر نشسته - يعنى زانو بر زمين زده - روى خود را به سوى سوار دست راست كرده ، دستهاى خويش را به جانب او دراز نموده ، مثل اينكه تضرّع و عجز مىنمايد ؛ و اين صورتها خيلى تجسّم دارند ؛ خاصّه آن شخصى كه پايمال شده ، به حدى هيكلش برآمده از سنگ است و مجسّم مىباشد كه گمان مىرود از كوه جدا باشد . بعون اللّه تبارك و تعالى تأييداته ، نقشهء آن

--> ( 1 ) . طرف دست راست ، مراد دست راست شخص ناظر است . ( 2 ) . پادشاه : ظاهرا شاپور باشد ، يعنى پسر اردشير ؛ زيرا كه در كتابى به انگريزى ديده شد تفصيلى از آن مجلس نوشته بود و آن را شاپور ، مذكور داشته بود و سلطنتش را در سنهء دويست و چهل عيسوى و وفاتش را دويست و هفتاد و يك مسطور داشته بود ؛ اللّه اعلم .