محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

651

آثار عجم ( فارسى )

داريوش پادشاه مىگويد كه هر چه من كردم ، از مرحمت اورمزد بود و من نوزده جنگ نموده‌ام و از مرحمت اورمزد ، ياغيها را شكست داده‌ام و 9 پادشاه را اسير كرد [ ه‌ا ] م « 1 » . داريوش پادشاه مىگويد : تو هر كه هستى ، بعد از من پادشاه شوى ، سعى كن كه دروغ گفتن را دور كنى و هر آدمى كه بىدين باشد ، او را بكلّى خراب كنى ؛ اگر چنين رفتار نمايى ، ولايت من آباد خواهد ماند . داريوش پادشاه مىگويد : اورمزد گواه من است كه هر چه كردم و در اين لوح نوشتم ، براستى نوشتم . داريوش پادشاه مىگويد : اى كه جانشين من هستى ! كارهايى كه از من ظاهر شده است ، تو آن را پنهان مكن و اگر تو اين تاريخ را پنهان ننمايى ، اورمزد رفيق تو خواهد بود و فرزندان تو ، زياد خواهد شد و عمر تو به درازى كشد . داريوش پادشاه مىگويد : از اين سبب اورمزد و فرشتگان به من عنايت كردند كه بىدين نشدم و دروغگو نبودم و ظلم و ستم روا نداشتم . داريوش پادشاه مىگويد : اى كه پس از من پادشاه مىشوى ! دروغگو را پرورش مكن [ 398 f ] و بيخ او را بركن . داريوش پادشاه مىگويد : اى كه اين آثار و تصويرها را مىبينى ! اگر آنها را محافظت كنى ، اورمزد يار تو باشد و عمر تو دراز گردد و اگر محافظت نكنى ، اورمزد دشمن تو باشد . ترجمهء خطوطى كه در پيش صورتها نوشته شده بالاى سر داريوش ، چندين سطر است كه كلمات و مضمونش همان است كه در 5 فقره اوايل ترجمه‌ها مرقوم شد . و در زير شخصى كه داريوش پا بر سينه‌اش نهاده ، نوشته است : اين گماتاى ماگوشى « 2 » است و بود يكى حيله‌باز ؛ و چنين گفت كه من هستم پسر

--> ( 1 ) . آيا كه بوده يا اينكه در اين ازمنه به چه اسم مشهور باشد ، بر ما معلوم نيست ؛ همچنين است بعض نامهاى ديگر از آن اسرا و از شهرها كه ما را مجهول است . ( 2 ) . در بعض نسخ ، مارگوش نوشته شده . در حاشيهء قبل ، اشاره به اين مطلب نيز شد .