محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

612

آثار عجم ( فارسى )

حذيفة بن اليمان الانصارى - كه صاحب سرّ حضرت رسالت‌پناهى بوده و در سال سى و ششم هجرى وفات يافته - نيز در مدائن است . قبرى ديگر ديده شد ؛ مىگفتند از عبد اللّه انصارى است ؛ حقيقت را ندانستم . بالجمله ، شخصى كه به ديدهء عبرت ، ايوان مذكور را مشاهده نمايد ، چنان حالى او را دست مىدهد كه گريان مىشود . يكى از شعرا گويد : عربيّه يا من يتيه بشاهق البنيان * انسيت صنع الدّهر بالايوان « 1 » كتب اللّيالى فى ذراها اسطرا * بيد البلى و انامل الحدثان « 2 » انّ الحوادث و الخطوب اذا سطت * اودت بكلّ موثّق الاركان « 3 » خاقانى ( 22 ) گويد : هان اى دل عبرت‌بين از ديده نظر كن هان * ايوان مدائن را آئينهء عبرت دان يك ره ز ره دجله ، منزل به مدائن كن * وز ديدهء دوم دجله ، بر خاك مدائن ران دندانهء هر قصرى ، پندى دهدت نونو * پند سر دندانه ، بشنو ز بنِ دندان « 4 » گويد كه تو از خاكى ، ما خاك توايم اكنون * گامى دو سه بر ما نه ، اشكى دو سه هم بفشان از نوحهء جغد « 5 » الحق ، مائيم به درد سر * از ديده گلابى كن دردسر ما بنشان [ 384 f ] ما بارگه داديم اين رفت ستم بر ما * بر قصر ستمكاران ، تا خود چه رسد خِذلان « 6 »

--> ( 1 ) . يعنى اى كسى كه فخر مىكنى به بناى مرتفع ! آيا فراموش كردى عمل روزگار را به ايوان كسرى ؟ ( 2 ) . نوشته است روزگار در بلنديهاى آن ، سطرهايى را به دست پوسيدگى و سرانگشتان حوادث . ( 3 ) . اينكه حوادث و امور صعب هرگاه حمله كند ، هلاك مىكند هر بنايى را كه اركان آن محكم است . ( 4 ) . از بن دندان شنودن : به ضمّ باء موحدّه ؛ كنايه از اطاعت نمودن و رغبت كردن است . ( 5 ) . معروف است و گذشت . ( 6 ) . به كسر اوّل ، بىبهرگى و فروگذاشتن و ترك يارى كردن .