محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
605
آثار عجم ( فارسى )
اكنون ، از بصره بايد برويم بغداد . از راه دجله ، مسافت از بصره تا بغداد را 427 ميل گويند و دجلهء مذكور ، منبعش در بلاد ترك ، در آسياست كه مملكت عثمانيّه باشد ؛ يعنى از جبال ارمنيّه است . طول دجله را چهارصد و هفتاد و چند فرسخ نوشتهاند و نهرهاى بسيار به آن متصّل مىشود ؛ از جملهء آن نهرها ، نهر فرات است . مخرج اين نهر نيز بلاد ارمن است و طول آن را قريب 500 فرسخ دانند و در اخبار ، مدح آن بسيار شده ؛ از جمله : انّ الفرات من انهار الجنّة . بالجمله ، كشتيهايى كه بر روى دجلهء مذكوره جاريند ، هم دودى است و هم بادى . دودى را اختيار كرده ، در آن نشستم ، از براى رفتن به بغداد . وضع كشتى روى دجله بهتر از وضع كشتى درياست ؛ يعنى راحتش بيشتر است . خيلى صاف و روان مىرود و طوفانى نمىشود و خطرش كمتر است . آتشخانه و چرخهايى كه از بخار حركت مىكنند ، ديدنى و بسيار با تماشاست ؛ علاوه بر اين ، در عبور كشتى بر روى دجله ، از دو طرف بر كنارهاى آن ، متّصل ، عمارات و ابنيه و بساتين و نخلستان و اشخاص صحرانشين ، از نظر ساكنين كشتى مىگذرد و اين نيز اسباب تماشايى است و كشتى بخار سه روز يا چهار روز ، از بصره به بغداد خواهد رسيد مگر اينكه به سبب آب كاستى ، شايد بيشتر طول بكشد . و اين كشتىها بدين واسطه ، شش روز طول كشيد تا به بغداد رسيد ؛ امّا خوش گذشت و از مشاهدهء كشتيهايى كه بر روى دجله آمد و شد دارند ، محظوظ بودم . عربيّه و ميدان تجول به خيول * تقود الدّار عين و لا تقاد « 1 » ركبت به الى اللّذّات طرفا * له جسم و ليس له فؤاد « 2 » [ 379 f ] جرى فظننت انّ الارض وجه * و دجلة ناظر و هو السّواد « 3 » من آثار عظمة اللّه : در اين سفر ، دو نفر برادر ، يكى محمّد و ديگرى محمود نام ، از اهل دشتستان به همراه برده بودم تا متكفّل امورات و متحمّل خدماتم باشند . از كشتى
--> ( 1 ) . و ميدان . . . [ الخ ] : يعنى بسا ميدانى كه جولان مىكند در آن ، اسبها ، [ مراد از اسبها ، كشتيهاست . ] ؛ مىكشند آن خيول زرهپوشان را و خود كشيده نمىشوند . ( 2 ) . شعر دوم : يعنى سوار شدم در آن ميدان ، در حالتى كه متوجّه به سوى لذّات بودم اسبى را [ يعنى در كشتى نشستم . ] ؛ و از براى آن اسب ، جسم بود ولى دل نداشت . ( 3 ) . جرى . . . [ الخ ] : يعنى جارى و روان شد كشتى ، بس خيال كردم اينكه زمينرويى است و دجله چشم است و آن كشتى ، سياهى چشم .