محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

596

آثار عجم ( فارسى )

خواهد شد - و بر اهل بوشهر ، از جهت آب شيرين ، كار بسيار سخت است ؛ مىبايد از چاههاى نيم فرسخى و يك فرسنگى آب بياورند كه فى الجمله شيرينى دارد ولى ناگوار است . آب‌انبارى در سمت جنوب غربى شهر ، مرحوم حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك ساخته - كه سابقا مرقوم شد - و آن بركه از آب باران پر مىشود . چندى مردم از آن كاميابند و ده دوازده مسجد دارد ؛ اكثر محقّر و چند حمّام همه كثيف و ناپاك و كاروانسراها نيز دارد ؛ همه تجّارنشين و محلّ دادوستد . چند افيس « 1 » از تجّار فرنگستان و غيره است و در خارج شهر بساتين بسيار است . محصولش خرما و انار و انجير و نارنج و ليمو و غير ذلك . آب غوره آنجا در نهايت امتياز و هندوانه‌اش ، بغايت ممتاز است . ريشهر ( 8 ) : كه سابقا به جاى بوشهر آباد بوده ؛ از جمله شهرهاى قديمه است و نام آن در جغرافياى قديم ، مسطور . عجمها آن را ريشهر « 2 » و عربها زيضهر مىنامند ( 9 ) و مسافت آن تا بوشهر ، دو فرسنگ مىشود و در سمت جنوب بوشهر واقع شده . گويند اين شهر را لهراسب بنا نهاده و شاپور بن اردشير آن را عمارت نموده [ است ] . در ريشهر ، قلعه‌اى خرابه از ابنيهء قديمه است كه آثار خندق اطرافش نيز ، ظاهر است و سطح قلعه ، 23101 ذرع مربّع است و سنگ عقيق در آن سرزمين ، اكثر ديده مىشود . من الغرايب : در قبرستان اطراف شهر قديم ، خمره‌هاى گلين كلان بيرون آورده‌اند [ 371 f ] كه طول هر يك ، سه قدم و نيم و قطر آن ، يك قدم بوده و سر آنها ، اندوده به گل . اين خمره‌ها ، مدفن اموات است ؛ يعنى مرده را در خمره نهاده ، پس به زير خاك مىكرده‌اند ( 10 ) و اين آئين ، ظاهرا قبل از زردشت باشد و در آن قبرستان ، اكثر سنگهاى مزار به خطّ كوفى ديده مىشود و آنها قبور لشكر اسلام است كه در فتح ريشهر كشته گشته‌اند . ساكنين حاليهء ريشهر ، قريب 1000 نفر است . خانه‌هاشان از نى و چوب ساخته شده و چاههايى كه در آنجاست ، آبش شيرين است ؛ امّا چندان گوارا نيست . بهمنى : از جمله مضافات بوشهر است و آن موضعى است نيز در جنوب بوشهر ؛ مسافت آن تا بوشهر ، تخمينا پنج ميل ؛ عمارات بسيار ، اعيان بوشهر بنا نهاده‌اند و تلگرافخانهء انگليس نيز آنجاست و پنج چاه مانند قنات دارد . آب آنها شيرين است و از

--> ( 1 ) . افيس : بر وزن تفليس ، مستعمل است ؛ و اين لفظ انگريزى است ، به معنى دكّان و كارخانه و محلّ دادوستد ( office . ) ( 2 ) . ريشهر : به كسر راء مهمله و سكون ياء مثنّاة تحتانيّه و شين مكسوره و ياء ساكنه و راء مهمله در آخر .