محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

440

آثار عجم ( فارسى )

خيرات و تأسيس مبانى مبرّات را بر ذمّهء خود واجب دانسته . عربيّه ثوت « 1 » فى خدرها ذات المرايا * فلم تر وجهها الّا المرايا تقيم من النّساء ذوات عتق * كانسان المحاجر فى الزّوايا بالجمله ، از خان زنيان حركت نموده ؛ به مسافت سه فرسنگ راه پيموده ، رسيدم به دشت ارژنه ( 14 ) . در عرض اين راه نيز ، پلى باشكوه و طولانى است كه آن را هم مرحوم حاجى مشير الملك مذكور ، ساخته است . دشت ارژنه « 2 » نيز سرحد است ؛ قريب دويست نفر جمعيّت دارد . حاصل آنجا ، گندم و جو است . در سمت شمال آن دشت ، كوهى است به نهايت مرتفع و صاف ؛ در دامان آن كوه ، اشجار بسيار از قبيل بيد و اهر « 3 » و چنار و غير ذلك است ؛ اطراف و جوانب آن ، همه سبز و خرّم . بقعهء كوچكى در آن حوالى است كه آن را قدمگاه نامند . و كيفيت سلمان فارسى « 4 » - رضى اللّه عنه - را و گرفتار شدن وى در چنگ شير و حضرت امير المؤمنين على - عليه السّلام - او را نجات دادن ، به نهجى كه در بعض كتب مسطور است ، مذكور مىدارند « 5 » و آن بقعه را زيارتگاه قرار داده‌اند و قريب به آن بقعه ، در چند جاى از كوه نزديك به زمين ، چشمه‌هاى آب تراوش مىكند و پيوسته آب ، مترشح است ؛ بلكه در مواضع ديگر از آن كوه ، دور از بقعه نيز ، از خلل « 6 » و فرج سنگ ، آبها جارى است و

--> ( 1 ) . ثوت [ الخ ] : يعنى اقامه كرده در پردهء خود ، آن زن كه صاحب منظره‌هاى حسن است ؛ پس نمىبيند روى او را ، مگر آينه . ( تقيم ) [ الخ ] ؛ يعنى مىايستد آن زن از ميان زنان صاحبان جمال ، مثل مردمك چشمها ، در گوشه‌ها . حاصل معنى اينكه چنانك مردمك چشم گوشه‌گير است ، آن زن به واسطهء عفت گوشه گرفته . ( 2 ) . ارژن درخت بادام كوهى است ؛ و معروف است . چون در آن دشت ، از آن درخت بسيار است ، لهذا مسمّى به اين اسم شده . ( 3 ) . اهر : نام درختى است كه ثمر آن را زبان گنجشك و به عربى لسان العصافير خوانند و بهار آن را سنبل الكلب خوانند . ( برهان قاطع ) : Fraxinus . ( 4 ) . ر ك : نامهء دانشوران و دائرة المعارف اسلام : الاصابه فى احوال الصحابه ، از لويى ماسينيون . در فارسنامهء ناصرى آمده است كه : « حضرت سلمان فارسى ، از قريهء دشت ارجن بود كه از توابع كوه مره شكفت است و دشت ارجن ، از قديم ، از توابع كازرون بود و حضرت سلمان ، در قصبه و بلوك كازرون ، قبيله و عشيره داشته و آنها را « سلمانى » مىگفتند و تاكنون قبرستان سلمانيها ، در قصبهء كازرون باقى است و زيارتگاه اهالى آن نواحى است . » ( ص 1437 ، چاپ اميركبير ) . ( 5 ) . ر ك : نزهة القلوب ، چاپ ليسترانج ، ص 135 . ( 6 ) . در متن : خلال .