محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
547
آثار عجم ( فارسى )
فصل [ 5 ] چون اشعار مذكوره را با مسافرتنامه ، از نظر انور آن استاد جليل گذرانيدم ، مورد تحسين گرديدم . پس فرمود : چند سال قبل ، سفرى مخصوص به قلعهء تبر « 1 » رفته و نقشهء آن را برداشته [ اى ] ؛ ( همچنين ) در سنوات پيش ، به عتبات عاليات مشرّف شدهاى و از راه شطّ بغداد ، به تماشاى مداين گامى سپرده ، نيز نقشهء آن طاق را آورده [ اى ] . اكنون خوب است ذكرى از آنها در اين كتاب بنمايى ، تا اهل بصيرت را از آن اماكن ، استحضارى و به تذكارش ، اعتبارى حاصل آيد . از آنجا كه اطاعت امر استاد ، مر شاگرد را واجب و لازم است ، مختصرى از آن دو سفر ، مسطور مىدارم ؛ بعون اللّه - تبارك و تعالى و توفيقه - .
--> ( 1 ) . قلعهء تبر ، كه از قلاع مشهور فارس است ؛ وقتى در آن ، فضلويه ، ياغى شده . متحصّن گرديد ؛ و زمانى ديگر ، فضلعلى . تفصيل اينكه در زمان آلب ارسلان ، فضل بن حسن كه آن را فضلويه نيز گويند و از ملوك شبانكاره بود ، بر نواحى فارس استيلا يافت ؛ قاوردنامى كه سلطنت كرمان داشت ، با او محاربات نمود . فضلويه دانست كه تاب مقاومت ندارد . به خدمت آلب ارسلان شتافت و به او توسّل جست ، فارس را مقاطعه كرده ، مراجعت نمود . آخر الامر ، با او نيز ياغى شد ؛ در قلعهء تبر پناه جست . او را محاصره نموده ، به زيرش آوردند و در اصطخر ، محبوس و مقتولش ساختند ؛ و آن در سنهء چهارصد و چهل و هشت اتّفاق افتاد . و در اين ازمنه ، فضلعلى گويا به واسطهء همنامى با او ، اين عمل را نموده ، به سزاى خود رسيد .