محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

545

آثار عجم ( فارسى )

كامفيروز و از جانب مغرب اردكان و از طرف جنوب حومهء ؛ شيراز ؛ و اين بلوك را براى اين بيضاء گويند كه لشكر عرب چون سپاه عجم را شكست داد ، بر كوهى كه مشرف بر اين بلوك بود ، برفتند و قلعه و دهات آن را سفيد بديدند ؛ آن را بيضاء گفتند و تاكنون به اين نام باقى است . » ( فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1270 ) . 22 . در نزهة القلوب حمد اللّه مستوفى آمده است : گشتاسف بن لهراسب كيانى آن را بساخت . ( ص 122 ، چاپ لسترانج ) . 23 . « نيم فرسخ مشرقى تل بيضاء است . » ( فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1273 ) . 24 . فرزند حاجى محمّد جعفر مدرس ، كه در سال 1247 متولّد شده ؛ كسب كمالات لايقهء علماء نموده و به عزتى تمام و احترامى مالاكلام و معيشتى به اندازه مىگذراند . ( فارسنامهء ناصرى ، ص 937 ) . 25 . در فارسنامهء ناصرى « كره‌دان » كه يك فرسخ و نيم شمال تلّ بيضاء است . ( ص 1274 ) . 26 . « به مسافت كمى ، مشرق تلّ بيضاء است . » ( ص 1274 ، فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ) . 27 . دربارهء حلّاج ، مراجعه شود به قوس زندگى منصور حلاج از لوئى ماسينيون ، ترجمهء دكتر روان فرهادى و حلّاج على ميرفطروس ؛ بلوغ دروغ مهدى چهل تنى . 28 . الشّيخ نجم الدّين ابو محمّد عبد الرّحمن بن محمّد بن احمد المصالحى البيضاوى ( شدّ الازار ) ، پيرى عظيم الشّأن بود و روايتهاى او از ابو موسى مدينى و جماعتى بود كه معاصر وى بودند . از مصاحبان او يكى شيخ صفى الدّين محمّد كرمانى است كه روايت كتاب كنز الحقايق از وى مىكند . و كرامات بيشمار دارد و متوفّى شد در سال 565 از هجرت ؛ و قبر او نزد قبر پدر اوست . ( هزار مزار ، تصحيح استاد دكتر نورانى وصال ، ص 186 ) . 29 . در شيرازنامه ، تاريخ 613 ضبط شده ، در حالى كه در هزار مزار ، 565 است . ( ص 120 ، تصحيح بهمن كريمى ) . در همين كتاب ، شهرت او را « ابن صالح البيضاوى » ياد مىكند . 30 . مشهور به قاضى بيضاوى . . . از تأليفات ديگرش ، « طوالع » در علم كلام و شرح كافيه در نحو و مصباح . . . است . در 695 ، در دار السّلطنهء تبريز وفات يافت و در قبرستان چرنداب مدفون گرديد . ( فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1272 ) . 31 . شذّ و ندر : جملهء فعليه عطفى ، به معنى كمياب و نادر است . شاذ و نادر است ،