محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
437
آثار عجم ( فارسى )
[ ادامه ] آثار عجم [ گفتار مؤلف ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم [ 272 f ] خداوندى را بندهايم و پروردگارى را پرستنده ، كه افرازندهء سپهر است و افروزندهء ماه و مهر ؛ آفرينندهء سپيد و سياه است و بخشندهء ديهيم و گاه . خرد ، گوهرى از درياى ژرف « 1 » آفرينش اوست و روان ، فروهر ( 1 ) ى « 2 » از گنج شگرف « 3 » دانش او . نيايش « 4 » ، شهى را سزاوار هست * كه گيتى ز هستى او ، گشته هست نه دستور « 5 » او را ، نه انباز و پور * به خاك درش روى سد « 6 » شاهپور خداوند آغاز و انجام ما * كه از وى بود نامه و نام ما مر او را به بخشايش بيكران * زبان خرد كى ستايش توان كردگارى كه وخشوران « 7 » ( 2 ) دانشآموز را پيشوايان ناوران « 8 » ( 3 ) نمود و پيمبران
--> ( 1 ) . ژرف بر وزن برف ، به معنى عميق است . ( 2 ) . فروهر بر وزن فروتر به معنى جوهر ضد عرض است در اينجا . ( 3 ) . شگرف به كسر اول و فتح كاف پارسى به معنى بزرگ و عجيب است . ( 4 ) . نيايش بر وزن ستايش به معنى آفرين و تحسين و دعايى از روى تضرع ، است . ( 5 ) . دستور ، به معنى وزير است . ( 6 ) . سد به فتح سين مهمله ، عدد معروف است كه به عربى ، مأئه گويند . قدما ، سين را بدل به صاد نمودهاند ؛ به جهت رفع اشتباه به كلمهء ديگر و « صد » نويسند . ( 7 ) . وخشور ، به معنى پيغمبر است ؛ و گذشت . ( 8 ) . ناوران ، جمع ناور است كه به معنى ممكن الوجود باشد ؛ و گذشت .