محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

534

آثار عجم ( فارسى )

آن خانه‌ها غرس نموده‌اند و مكان مذكور ، گرمسير است كه در زمستان به سر مىبرند ولى جاهاى ديگر ، بر سر آن كوه و غيره دارند كه به تابستان مسكن بنمايند و آنجاها سرحد [ 334 f ] مىباشد و باغات انجير و انگور و غير ذلك نيز هست و آن ده ، تيول « 1 » جناب امام جمعه است . شبى را در آنجا بيتوته نمودم . چون بزرگان گفته‌اند كه واردين بر آب و ملك غير را اداى حق مزاحمت ، ثناى خير صاحب ملك است ، على اىّ نحو كان ( لهذا ) در آن شب ، حين نگارش اين مسافرت‌نامه ، چون خامه را هواى تحرير اصل و نسب آن جناب در سر مىبود ، مشتاقانه اين مسلك را پيمود : جناب امام جمعه ( 15 ) ، تاج العلماء و الافاخم « 2 » ، صاحب الفضائل و المفاخم ، الحاج ، شيخ يحيى ابن مرحمت‌پناه شيخ ابو تراب ابن شيخ مفيد ابن شيخ عبد النّبى ، ابن شيخ محمّد مفيد - طاب ثراهم - جناب معزّى اليه ، در شيراز ، مقتداى انام و مرجع اسلام است ؛ در استخبار اخبار ، سعيش كافى است و در استفسار تفاسير ، ضميرش صافى ؛ همواره در قبض و بسط « 3 » و رتق و فتق « 4 » مهمّات مرجوعهء ناس ، به رأى رزين و فكر متين ، اوقاتى مصروف دارد ؛ اطال اللّه بقائه و ادام اللّه لقائه . اولاد امجاد آن جناب زيد فضلهم : جناب حقايق انتساب الحاج شيخ احمد ( 16 ) ، مصدر مكارم اخلاق است و مفخر اعاظم آفاق . جناب معين الشّريعه ، شيخ عبد اللّطيف ( 17 ) ، لطيفى « 5 » است عذب اللّسان و اليفى « 6 » مهربان . جناب عماد الشّريعه شيخ آقا ( 18 ) ، نور حديقهء اصالت است و نور حديقهء نبالت . جناب شيخ بهاء الدّين ( 19 ) ، بهاء افزاى انجمن دانش است و فروغ‌بخش مشكوة بينش . چند اولاد ديگر نيز ، هستند ؛ كلّهم نور واحد . ( امّا تفصيل عبدوئى ) : عبدويى ( 20 ) : اين ده قريب يكصد خانه دارد و جمعيّتش نيز قليل است . خانه و زراعت آنها چنان است كه در كلانى مذكور شد . ايشان را نيز گرمسير و سرحدّ است ؛ اشجارشان [ 335 f ] به طريق مذكور ؛ آبشان از چشمه‌اى است بعيده و چند چاه برفى ،

--> ( 1 ) . تيول : به ضمتين ، لفظ تركى است به معنى مدد معاش . ( 2 ) . افاخم : جمع افخم است ، يعنى بزرگ‌قدران . ( 3 ) . قبض و بسط : گرفتن و گستردن . ( 4 ) . رتق و فتق : بستن و گشادن . ( 5 ) . لطيف : به معنى نيكوكار و پاكيزه است . ( 6 ) . اليف : يار و دوست را گويند .