محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 71
آثار عجم ( فارسى )
كشيده ، خواستم بيرون بروم . شاهزاده كسى را فرستاد ؛ عودتم داد و به حضورم برد . پادشاه چون سابقا مرا مىشناختند بلكه صحبتها داشته بودند ، تا چشمشان به من افتاد ، فرمود : بيا ببينم چه گفتهاى . از شدت خجالت ، متصل عرق مىريختم و نگاه به احدى نمىكردم . شروع نمودم به خواندن قصيده . شعر اول كه خوانده شد ، از اطراف ، صداى مرحبا و آفرين آفرين بلند گرديد ؛ مخصوصا مجد المك كه عبقرى تخلص دارد . . . به شاه ، يك يك صنايع شعرى را بيان مىكرد و فوق العاده تعريف مىنمود . پس از اتمام قصيده ، دستخطى براى مرسومى مرقوم داشت و در آن نوشتهام « فرصت الدوله » خواند . . . بعدها فرمانى هم در اين باب صدور يافت ، بدون زحمتى . . . « 1 » » متن فرمان مظفر الدين شاه و تعيين مقررى براى فرصت : حكم عالى شد آنكه چون همواره موجبات ترفيه و توسعهء معاش ارباب صنايع و كمال منظور است و جناب آقاى ميرزا آقا متخلص به فرصت كه از جمله ادباى كامل و فصحاى لايق است و در حرفت نقاشى و فنون ادبيات ، قادر و در انشاى نظم و نثر ماهر است ، لازم آمد او را به موهبت خاص اختصاص دهيم ؛ على هذا در هذه السنه تنگوزئيل ، مبلغ بيست و پنج تومان سواى رسوم ، بر وظيفهء سابقش افزوديم كه همه ساله پنجاه تومان اصلا و اضافه و وظيفهء خود را بدين موجب برات صادر كرده ، دريافت نموده و
--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، ص 136 .