محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 48

آثار عجم ( فارسى )

« . . . در باب قلمدان معهود ، حسب الامر مطاع ، به حضور مبارك فرستادم . . . چنانچه خالى از كلفت زر و زيور است و عارى از كسوت اصفر و احمر ، هر آينه چون شاهدان بىپيرايه ، در نظر پاكبازان زيباتر است ؛ معشوق خوبروى چه محتاج زيور است ولى از حقارتش خجلم و از عدم قابليتش منفعل . . . « 1 » » و براى دوستى ديگر ، جعبهء شطرنج و مهره‌هاى آن را ساخته و فرستاده است : « . . . با هزار گونه خجلت و شرمسارى ، جعبهء شطرنجى كه به دستور فرزين عقل خويش در پيل بند فكرت دورانديش ترتيب داده [ ام ] به انضمام مهره‌هاى آن ، ارسال خدمت داشتم . . . « 2 » » و در جايى ديگر سروده است : بر بنده اخلاص شعار از پى عمرى * شد خدمتى اظهار از آن حضرت و درگاه خود بر حسب حكم تو اتمام پذيرفت * با زيب و زر و دلكش و با زينت دلخواه « 3 » خطاطى فرصت : اگر چه خود فرصت و معاصرينش ، در هيچ جا به خوشنويسى وى اشاره نكرده‌اند ، ولى از آنچه به خط وى باقى مانده است ، مىتوان استنباط كرد كه او در خط شكسته و نسخ و نستعليق مهارت داشته و بعلاوه خط انگليسى را نيز نيكو مىنگاشته است .

--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، ص 509 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، ص 510 . ( 3 ) . همانجا ، ص 417 .