محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 44

آثار عجم ( فارسى )

« . . . در چند مدت قبل [ سال 1307 ه . ق . ] يكى از صاحبان دولت بهيّهء انگليس به توسط شخصى از پارسيان ، مانكجى نام - كه از امناى دار الخلافه بود - دستور العملى نوشته ، از آنجا فرستاد كه فقير بعضى از آثار قديمهء فارس را نقشه برداشته و پاره‌اى از مرتفعات را مهندسى نموده و برخى از اراضى را مساحت كرده ، به جهت مشار اليه بفرستم ؛ لهذا پىسپر دشت و بيابان شده ، اين خدمت مرجوعه را به انجام رسانيدم . پس از فرستادن نقشه‌ها ، مع كتابچه‌اى كه در تفصيل آنها نوشته بودم . . . خبر رسيد كه آن شخص پارسى ، بدرود جهان را گفت . . . همواره در اين خيال بودم كه ثانيا نقشه‌هاى مذكوره را از روى اصل آنها ، تجديد نمايم . . . « 1 » » اغلب ، سفرهاى فرصت نيز به همين منظور صورت مىگيرد ؛ بدين معنى كه در 23 سالگى ، در سنهء 1293 هجرى قمرى و در زمان حكمرانى معتمد الدوله ، مأمور مىشود تا به قلعهء « تبر » رفته و نقشه‌هاى قلعه را همراه سفرنامه‌اى مفصل تهيه نمايد « 2 » و هم در اين هنگام ، نقشه‌هاى كتاب هداية السبيل را كه سفرنامهء مكهء حاج معتمد الدوله فرهاد ميرزا است ، ترسيم كرد : « . . . يك روز ، مرحوم حاجى معتمد الدوله ، فرستاده ، مرا به حضورش بردند . . . گفت : اخوى ( يعنى حسام السلطنه ) ، توصيف ترا براى ما نموده ، همه روزه اينجا بيا ؛ ضمنا كارى هم به تو دارم . رفت و آمد بسيار شد . نقشه‌هاى كتاب هداية السبيل را . . . در خلوتى كه او بود و من و لا غير ، در حضورش ساخته و

--> ( 1 ) . آثار عجم ، ص 2 و 1 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 48 .