محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
404
آثار عجم ( فارسى )
ملقّب به شاهزاده آقا ؛ ديگر ابو الفرج ميرزا ؛ سلمّهم اللّه تعالى و ايّدهم بنصره . [ آثار تاريخى ارسنجان ] ( 3 ) : الحال رجوع نمائيم به ذكر آثارى كه در خاك ارسنجان است : از جمله قدمگاه است كه در « جلودر » « 1 » واقع شده ؛ « جلودر » دهى است از توابع ارسنجان ، به مسافت چهار فرسنگ ؛ و آن وقف است بر بقعهء منوّرهء حضرت امامزاده واجب التّعظيم ، سيّد امير احمد ( شاه چراغ ) ؛ و نصف از آن ده را جناب ميرزا على رضا ، متصرّف است . جناب ميرزا على رضا : ابن مرحوم ميرزا سيّد شريف ؛ سيّدى است جليل القدر و عظيم الشّأن . سلسلهء ايشان منتهى مىشود به ميرزا سيّد شريف علّامه جرجانى « 2 » ؛ و جناب مشار اليه به پاكى ذات و نيكى صفات ، متّفق عليه اهل زمان است ؛ جالس اورنگ خطّاطى و رقم است و فارس شبرنگ خوشخرام قلم ؛ در نستعليقنويسى ، رونق بازار متقدّمين را شكسته و از شكستهنويسان ، كس چون او درست ننوشته و در ثلث ، خطوط اساتيد را نسخ كرده . الغرض ، قريب به جلودر مذكور ، آثارى است كه آن را « قدمگاه » گويند و « چاشتخوار » نيز نامند و آن در كوه است ، يعنى در آخر و منتهاى كوه رحمت است كه تخت جمشيد در پايهء آن كوه بود . در حقيقت اين قدمگاه ، در پوزهء كوه واقع گرديده [ است ] ؛ به اين تفصيل : جايى از كوه را بريدهاند و عرصهگاهى ساختهاند ؛ پنج يا شش ذرع ، تخمينا عرض و طول آن عرصه است و ارتفاع سه بدنهء آن ، تخمينا 10 يا 12 ذرع ؛ و جدران « 3 » آن را به نهايت صاف و هموار نمودهاند و در جدار طرف دست راست و دست چپ ، رو به بالا ، آثار پلّههاست ؛ معلوم مىشود كه آنجا دو طبقه بوده و سقف نيز داشته ؛ و در پائين آن عرصه ، دو رسته پلّه دارد كه در دو طرف [ 246 f ] بستهاند و از وسط آن دو رسته پلّه ، چشمهاى جارى است و اطرافش اشجار است ؛ جاى باصفايى است . از جمله آثار ديگر در همان كوه پشت قدمگاه مذكور ، جايى است مانند اطاق ، ولى از كوه طبيعى است و تفصيلى از آنجا نوشتهاند ، بلكه از اهالى آنجا نيز شنيدم ؛ اين است
--> ( 1 ) . به كسر اوّل و فتح دوم و چهارم است ؛ و واو در آن ساكن مىباشد . ( 2 ) . ميرزا سيّد شريف علّامه ، در زمان شاه شجاع بن مظفّر ، در شيراز به افادهء فضل و كمال پرداخته و با سعد الدّين تفتازانى مباحثات نموده و در زمان امير تيمور گوركان ، به سمرقند رفته و باز به شيراز معاودت نموده ؛ تأليفاتش بسيار است و در سنهء 816 وفات كرد . ( 3 ) . به ضمّ اوّل ، جمع جدر است كه ديوار باشد ؛ و گذشت .