محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

397

آثار عجم ( فارسى )

ترجمه ، از كتاب تاريخ روسى بود . و ليكن در كتاب انگريزى مذكور در فوق مىگويد : پادشاهى كه آن دروازه و مجسّمه‌ها را ساخته ، اسمش ، اسفنديار است . و نيز مىگويد : او را [ 238 f ] در زمان خودش ، زركزس « 1 » يا « زركيس » مىناميده‌اند . و نيز مىگويد : اين اسفنديار ، نه آن كس است كه در ايران ، با رستمش نام مىبرند و افسانه‌ها مىنويسند . مؤلّف گويد : صورت ترجمهء خطوط ميخى آن دروازه را به همانطورى كه ما پيش از اين به جاى خودش نموديم ، نموده ؛ الّا اينكه علاوه دارد بعض كلمات ديگر ؛ و آن كلمات اين است كه در اينجا ، نگاشته مىشود : پادشاه مىگويد : اين دروازهء داخل شدنى را ساخته‌ام و نيز چيزهاى نيكو در اينجا بنا كرده‌ام و آنچه كه پدرم بنا نموده است و خودم بنا نموده‌ام ، از كارهاى بزرگ است ؛ و آن ، همه از مرحمت اورمزد است . [ مطلب ديگر ] : ديگر در عمارت دارا كه نمرهء آن 21 است ، ترجمهء فقرهء اوّل از خطوط ميخى آنجا را سيّاحى نموده ؛ به همان طريق كه ما مرقوم نموده‌ايم ؛ ولى آنجا كه پادشاه مىگويد « اورمزد حفظ فرمايد اين ولايت را از تنگسالى و دروغگويى » ، [ علاوه دارد ] و از غلام و بنده‌گيرى . مؤلّف گويد : مرادش از بنده‌گيرى ، شايد اسيرى باشد ؛ يعنى خداوند اهل اين ولايت را از اسير شدن نيز حفظ فرمايد . [ مطلب ديگر ] : ديگر در بيان آن حيوان مهيب معدوم الخلقه كه به نمرهء 22 نقشه‌اش نموده آمد ؛ و گفتيم اين صورت ، در تخت جمشيد مكرّر شده ؛ بال دارد و با دم عقربى مىباشد ؛ به تفصيلى كه گذشت و تحقيقات قوم را در حق آن مرقوم داشتيم . سيّاحى مىگويد : آن حيوان ، وجود خارجى ندارد ؛ ولى آن صورت را مركب نموده‌اند از چند حيوان ، مثل شير و مرغ و عقرب و غير ذلك ؛ و در نقش آن ، اشاره‌اى است و آن اين است كه ما تسلط و قدرت داريم بر سباع « 2 » و طيور و حيوانات موذّيه « 3 » .

--> ( 1 ) . تشكيل آن را در سابق نموده‌ايم ؛ و نيز مرقوم داشته‌ايم كه آن را « كرزسپس » نيز مىگفته‌اند . ( 2 ) . به كسر اوّل ، درندگان را گويند ، مانند شير و پلنگ و گرگ و غير ذلك ؛ و آن جمع سبع ، به فتح اوّل و ضمّ ثانى است . ( 3 ) . رنجاننده و آزاركننده .